قیمت محصول :     14500 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

ارتباط انسان با طبيعت در معماري

بازدیدها: 11

این فایل در قالب پاورپوینت PowerPoint در ۲۹ اسلاید تهیه و تظیم و در آن به آارتباط انسان با طبيعت در معماري پرداخته است.

ارتباط انسان با طبيعت در معماري
انواع مكاتب در ارتباط با طبيعت:
الگو واره اول : نگرش هاي طبيعت ستيز و سكولار ( بهره كشي وتسلط و مقابله با طبيعت )
در اين ديدگاه انسان و طبيعت هيچ رابطه اي با عالم متافيزيك و غيب ندارند وانسان دراين مدت كوتاه حضور خود دراين عالم ترجيح مي دهد تا هرچه بيشتر از طبيعت به عنوان كالاي موجود، بهره و لذت ببرد.
هيچ گاه طبيعت به اندازه دوران صنعتي مدرن به تسخير انسان درنيامده بود. اين روحيه تسخير گري و مهار طبيعت را به وضوح در هنر و معماري اين عصر مي توان ديد. ويژگي اصلي اين دوره تغيير در نسبت بين انسان و طبيعت است . انسان به جاي تفسير طبيعت و اصالت دادن به آن به تغيير طبيعت و اصالت دادن به ذهن خود مي پردازد.
نمونه ها : باغ سازی فرانسوی

گروتر باغ فرانسوي را مصداق تقابل با طبيعت مي داند. ويژگي اصلي باغ فرانسوي را بايد در حالت كالبد پردازانه و تنديس اين باغ دانست . استفاده گسترده از مجسمه (objective ) ، وار در اين باغها و پرداخت و تزيين درختان تا حد مجسمه و بكارگيري سطوح چمن گسترده و تك درختان در آنها نمونه فراوان دارد.
معماري سامان شكن
الگو واره دوم : نگرش هاي طبيعت گريز ( بي تفاوت )
طبيعت مزاحم و حجابي براي رسيدن به عالم ماوراء طبيعت وهمچون زنداني است كه انسان را از رسيدن به حقيقت عالم محروم مي كند و راه دستيابي به آن عالم حقيقي، بي اعتنايي وگاه مخالفت ( رياضت ) درمقابل طبيعت است . زير بناي حكمت عملي اين مكاتب براصل بي اعتنايي يا مخالفت با طبيعت پي ريزي شده است.

الگو واره دوم : نگرش هاي طبيعت گريز ( بي تفاوت )
درغرب :
۱٫ افلاطون با تأكيد بر اصالت عالم مثل و سايه بودن و اعتباري بودن عالم طبيعت اين نظريه راگسترش داد. نظر او را بايد تلاشي براي مقابله با طبيعت پرستي ها و خرافه گويي هاي يونان پيش از سقراط دانست .
۲٫ مسيحيت در دور ه قرون وسطي با تركيب نظريه افلاطون وانديشه رهبانيت شكل حادي از طبيعت گريزي را به نمايش گذاشت و اين ويژگي ها بود كه دو گرايش طبيعت گرا و طبيعت ستيز دورة جديد غرب را درمقابل خود پرورش داد.
در شرق :
۳ . مكاتبي همچون هندوئيزم به اين ديدگاه نزديكند و دراين جا هم طبيعت و ماده نازل ترين سطح عالم كيهان است ، كه بايد به مدد رياضت ها از آن فاصله گرفت . هنر هم راهي ديگر است كه مي تواند ما را از اسارت طبيعت خارج كند.
باغ انگليسي
وجود دو هندسه متفاوت در طبيعت و معماري ، هندسه آزاد و منظم در كنار هم
الگو واره سوم : نگرش هاي طبيعت گرا
الگو واره سوم : نگرش هاي طبيعت گرا
در بيشتر نظريات اين گروه انسان كامل به عنوان الگويي از انسان يكي شده با طبيعت اهميت ويژه اي دارد و اين مسئله را درمكاتبي همچون بوديسم و ذن و زرتشت به خوبي مي توان ديد. زير بناي حكمت عملي اين مكاتب ، دوستي ، بهره مندي ، و صميميت با طبيعت است و به همين جهت به حقوق طبيعت اهميت داده و آداب و دستورات خاصي را درمواجهه با طبيعت به عنوان تقوي طبيعت ضروري مي دانند . هر چند در برخي گرايشات جديد آن اين آداب و حقوق در يك حد احساسي و عاطفي باقي مي ماند.
باغ ژاپني
باغ ژاپني
سنت ژاپني در مورد طبيعت، حساسيتي متفاوت از آنچه كه در غرب ايجاد شده است، دارد. زندگي » انساني قصد مقابله با طبيعت را ندارد و در پي مهار كردن آن نيست، بلكه در عوض بر آن است كه به همنوايي صميمي با طبيعت برسد تا با آن يگانه گردد. حتي مي توان گفت كه در ژاپن تمامي اشكال اعمال معنوي، عرفاً در زمينه اي از تعامل انسان با طبيعت انجام گيرد. اين نوع حس مندي، فرهنگي را شكل داده است كه مرز فيزيكي ميان اقامتگاه و طبيعت پيرامون را از اهميت مي اندازد و در عوض آستانه اي معنوي را بوجود مي آورد. اين آستانه در عين حال كه حايل محل سكونت انسان از طبيعت است، طبيعت را نيز به درون مي كشاند. ميان برون و درون هيچ مرز روشني وجود ندارد. اما اينها نفوذي دوجانبه نسبت به يكديگر دارند.

آندو به دنبال راهي متفاوت از نظر سنت ژاپني و نظر خردگراي غربي است. اين روند، منتزع كردن طبيعت از طريق معماري است.
طبيعت نخستين شرطي است كه انسان با آن سروكار مي يابد. طبيعت از طريق دخالت انسان مي تواند جلوه اي را از خود بروز دهد كه فراتر از زيبايي شناسي معمول باشد و در اين صورت فرصتي پديد مي آيد كه علت وجودي انسان را پاسخگو باشد.
معماري ارگانيك
رويكرد ارگانيك به ضرورت تقليد هنر از طبيعت ، در جهت فراهم نمودن زمينة دگرديسي مواد بيجان به يك موجود زنده اعتقاد دارد .
رويكرد رمانتيك قرن ۱۹ در اروپا و آمريكا نسبت به طبيعت در كنار فلسفه آميخته با زيست شناسي حاكم بر اين دوران زير بناي فكري معماري ارگانيك را تشكيل مي داد . اين معماري در قرن ۱۹ درآمريكا توسط لويي ساليوان و فرانك فرانس شكل گرفت و در قرن ۲۰ در كارهاي رايت به اوج رسيد.
خانه آبشار رایت
اين خانه كه در سال ۱۹۳۶ در پنسيلوانياي آمريكا ساخته شد را بايد شاهكاري از معماري ارگانيك دانست كه در آن اصول زير به بهترين وجهي ظهور يافته است
– حداقل دخالت در محيط طبيعي و تلفيق حجم ساختمان با محيط به گونه اي مكمل.
– تلفيق فضاهاي داخلي با خارج با نصب پنجره هاي سرتاسري ، حذف گوشه و ايجاد فضاهاي نيمه باز
– استفاده از مصالح محيط طبيعي مانند صخره ها و گياهان در داخل و خارج بنا و نمايش صريح ويژگيهاي ذاتي آنها
تكنولوژي همچون عملكرد در معماري ارگانيك جايگاهي ويژه دارد . رايت اگرچه با تكنولوژي مدرن مخالفتي نداشت ولي آن را به عنوان غايت وهدف تلقّي نمي نمود . او از ستونهاي باربر كوچك براي آزاد كردن فضا استفاده نمي كند . ديوارهاي باربر علاوه بر نقش سازه اي ، تعريف كننده فضاها و كانون طرح مي باشند.
اصول معماری ارگانیک از نظر رایت
طبيعت : فقط شامل محيط خارج مانند ابرها ، درختان و حيوانات نيست بلكه شامل داخل بنا و اجزا و مصالح آن نيز مي باشد .
ارگانيك : به معناي همگوني و تلفيق اجزا نسبت به كل و كل نسبت به اجزا است .
شكل تابع عملكرد : به جاي عملكردگرايي خشك ، تلفيق فرم و عملكرد و استفاده از ابداع و قدرت تفكّر انسان در رابطه با عملكرد .
لطافت : تلطيف و تكميل مصالح و سازه سخت ساختمان را با صورت و فرم هاي دلپذير و انساني
همچون پوشش درخت و گل و برگ براي ساختار شاخه ها .
سنّت : تبعيت و نه تقليد از سنّت ( تاريخي يا طبيعي ) .
تزئينات : بخشي جدايي ناپذير از معماري است . تزئينات به معماري مانند گلها به شاخه مي باشد.
روح : روح بايد در درون آن فضا وجود داشته باشد و از داخل به خارج گسترش يابد.
بعد سوم : آثار ارگانيك علاوه بر گرافيك دو بعدي داراي ضخامت و عمق است كه به واسطه آن ذاتش آشكار مي شود .
فضا : شالوده پنهاني كه تمام سيستم هاي ساختمان بايد از آن منبعث شوند و در آن جريان داشته
باشند.
معماري فراكتال و آشوب
يكي از ديدگاه هاي تازه در هنر معاصر كه ريشه در رياضيات آشوب و بي نظمي دارد ، ديدگاه فراكتال است. اين ديدگاه نخست شاخه اي از رياضيات محض بود كه به مطالعة وجوه پيچيدة طبيعت ( همچون تصوير ابرها ، كوهها ، بافتهاي گياهي وحتي كهكشانها و حتي پيچيدگيهاي نامنظم جوامع انساني همچون تغييرات نرخ سهام و … ) مي پرداخت.
معماري فراكتال و آشوب
نقد دکتر اسلامی به این رویکرد
به گفتة اسلامي در هندسه فراكتال، تنها معيار همگوني كل با جزء است. ولي در رشد ارگانيك اگر چه اجزاء فعالند و رشد مي كنند، ولي همواره يك كل مهار كننده ومتعادل كننده وجود دارد. درنظام ارگانيك منطق، تنها رياضي نيست ، بلكه منطق حكمي برقرار است و اجزاء در يك رشد هوشمند هر لحظه خود را با كل مجموعه تطابق مي دهند . اگر حسني درنظام فراكتال باشد بازسازي و گسترش مكتب اصالت زمينه و متن (Adaptation Context) است. اما به خاطر نبود نگرشي سامانه اي ( سيستمي ) و رويكرد كل گرا، معمولا تطابق با محيط انجام نمي شود و همين امر آنها را از نظام هاي ارگانيك جدا مي كند و به سوي مكاتب بي هدف وتصادفي مي كشاند.
معماري طبيعت گراي شكلي
دراين ديدگاه ، مباني نظري هنر ومعماري ، انسانشناسي و طبيعت شناسي است. اما انسان و طبيعت در ساختار و كالبد آن خلاصه مي شود وتنها به مطالعه هندسه و تناسبات رياضي آن پرداخته مي شود.

نظر كرير :
هندسه درمعماري تنها كنترل كنندة كمي هماهنگي بناست واگر چنين نبود بنا نامفهوم باقي ميماند و مبهم تعريف مي شد دراين تحليل هاي هندسي شم ما محرك ماست و ما را مانند خواب گردها به سمتي ميكشاند كه بايد درجايي توجيه عقلي داشته باشد.
الگوواره چهارم : تكميل طبيعت
اين ادعا را بسياري از مكاتب طبيعت ستيز ، طبيعت گريز و طبيعت گرا ، مي توانند داشته باشند ، كه براي شناخت آن بايد بسياري دقيق بود.به گمان ما ديدگاه قرآن درباره ارتباط انسان با طبيعت بيش و پيش از همه به اين ديدگاه نزديك است .

معماري و باغ سازي اسلامي
آنچه كه سبب شده برخي معماري اسلامي را ناشي از تضاد با طبيعت توصيف كنند، چيزي نيست جز همين جنبه تكميل طبيعت.
افشار نادري: توليدات معماري به طور خاص ، خصوصا” در گذشته كه رفتار انسان » به فطرتش نزديكتر بود ، تضاد با طبيعت را نشان مي دهد. زيگوراتهاي بين النهرين، كوههاي مصنوعي در سرزميني اند كه كاملا” مسطح است.
تضاد ، مثلا” تضاد رنگ چيزي جداي از طبيعت نيست ، وبه لحاظ زيبايي شناسي ، ارزش هرعنصر ادراكي در مقابل متضادش به نمايش درمي آيد. تضاد باعث افزايش میشود.
او اساساً هندسه را عامل سلطة بر طبيعت در دنياي گذشته معرفي مي كند.
معماري و باغ سازي اسلامي
نديمي دراين باره مي گويد :
طبيعت محسوس وهندسة پنهان و شگفت انگيز آن كه رمز گشاي صورت مثالي مي باشد ، منبع الهام معمار مسلمان است. وي با شهود اين رمزها و برگرفتن آن با عمق جان و پرگشودن در فضاي خيال ، نقش پرداز حقيقت مي گردد. الهام معمار سالك از طبيعت ، الهام از نقش پنهان آن است كه هندسة وجداني خود را از پس تكثّرات وتنوعاتش پيش چشمان شهود وي قرار مي دهد.

معماري و باغ سازي اسلامي
درحديثي منسوب به حضرت علي عليه السلام »
محمد بشر لا كالبشر بل هو » آمده است كه محمد (ص) »« كالياقوت بين الحجر بشراست. لكن نه مانند بشرهاي ديگر ، بلكه مانند ياقوت بين احجار.
دراين روايت درميان بخشهاي مختلف طبيعت ، بين سنگ كه ساختاري غير بلورين وغير منظم و به همين جهت غير شفاف دارد ، با ياقوت كه ساختاري بلورين ، منظّم و شفاف دارد ، فرق گذاشته شده است. انسان كامل ساختار دروني وجود خود را همچون بلور ياقوت منظم ساخته وبه همين جهت به شفافيت رسيده ونورالهي را از خود عبور مي دهد ومعماري اسلامي نيز درميان ساختار ارگانيك شهر حالتي بلورين ومنظم همچون ياقوت به خود مي گيرد و نماد انسان كامل را با نظم يافتن درخود متجلّي مي كند

قبل از خرید: توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
بعد از خرید: تنها راه پشتیبانی محصولات سیستم تیکت می باشد .
بعد از خرید: از پنل کاربری محصول خود را دریافت نمایید . برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .

افزودن به سبد خرید
0