قیمت محصول :     23000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

تکنیک های تحلیل منطقه ای سنجش سطوح توسعه مناطق

بازدیدها: 8

این فایل در قالب پاورپوینت در ۴۶ اسلاید تهیه و تظیم و در آن به تکنیک های تحلیل منطقه ای سنجش سطوح توسعه مناطق پرداخته است.
به نام خدا
مقدمه :
الگوی جدیدی که در نظریات توسعه توصیف می شود، “توسعه انسانی”است و واژگان کلیدی که پیرامون این رویکرد موردنظر است عبارتند از؛ سرمایه انسانی، مردم، توسعه درون زا، توسعه متوازن، گسترش دامنه انتخاب ها، آموزش و پرورش، توانمندی های درونی، خلاقیت و ..

در خصوص چرایی محوریتِ “توسعه انسانی” در بین الگوهای رایج شاید بتوان به این توضیح کوتاه و البته مهم بسنده کرد که پس از گذران دهه های متمادی، حتی توسعه یافته ترین کشورها نیز کمبودی را در سپهر عمومی جامعه احساس کردند و آن محرومیت نسبی انسان از ثمرات توسعه یافتگی بود.

تا چندی پیش، شاخص توسعه یافتگیِ کشورها در ارتباط مستقیم با تولید ناخالص ملی آنها دیده می شد و چه بسیار کشورهایی که از سطح تولید ناخالص و درآمدهای تولیدی بالایی برخوردار بودند اما آنچه دیده می شد انواع محرومیت های انسانی بود.

تغییر اساسی که به موازات این احساس نقصان رخ نمود، دگرگونی در مفهوم توسعه و به دنبال آن، افزوده شدن سنجه (شاخص) های جدیدتر به سنجه های پیشینِ توسعه نظیر “سطح سواد، بهداشت، رفاه، برخورداری از آب آشامیدنی سالم” و در یک عبارت “کیفیت زندگی”بود. از این پس دیگر نمی توان کشوری را توسعه یافته تلقی کرد که صرفاً در یک یا دو بُعد مثلاً بُعد اقتصادی یا صنعتی رشد چشمگیری داشته باشد.

توسعه دیگر مفهومی صرفاً اقتصادی تلقی نمی شد، بلکه اقتصاد “یکی از ابعاد توسعه” به حساب می آمد.
 دوره های توسعه
سازمان ملل متحد، چهار دهه را به‌عنوان‌ دهه‌ها‌ي توسعه اعلام كرده كه آخرين آنها از سال ۱۹۹۱ آغاز شده است. با مروري بر آنها در مي‌يابيم كه رويكرد‌هاي اعمال شده به توسعه از نگاه اقتصادي محض به نگاه انسانی در حال تغيير بوده است.

دهه اول؛ افزايش توليد ناخالص داخلي
در اولين دهه توسعه در۱۹۶۰ «رشد اقتصادي» مورد تأكيد قرار گرفت و چنين برداشت مي‌شد كه از طريق رشد اقتصادي است كه مي‌توان به كاهش فقر مطلق دست يافت و افزايش توليد ناخالص داخلي بهترين گزينه معرفي شد

دهه دوم؛ توزيع متعادل ثروت
در دومين دهه توسعه در ۱۹۷۰ «توزيع متعادل‌تر ثروت و درآمد» مورد توجه واقع شد و در قطعنامه ۲۶۲۶ مجمع عمومي سازمان ملل تأكيد شد كه «رشد توليد ناخالص ملي» به تنهايي نمي‌تواند در فقرزدايي عامل مؤثري باشد و بيان گرديد كه «هدف نهايي توسعه بايد فراهم آوردن فرصت‌هاي بيشتر براي زندگي» باشد. بدين ترتيب در دومين دهه در كنار مؤلّفه‌هاي اقتصادي به تدريج توجه به مؤلّفه‌هاي اجتماعي نیز جايگاه پيدا كرد.

دهه سوم؛ بُعد فرهنگي و اجتماعي توسعه
در دهه سوم، زمينه‌هاي شكل‌گيري توجه به بعد فرهنگي و انساني توسعه در مؤسسات و دانشگاه‌ها به وجود آمد و نظريات توسعه به تدريج به تبيين بُعد فرهنگي و انساني توسعه متمايل شدند.

دهه چهارم؛ توسعه انساني
پس از ورود به دهه چهارم، توسعه در قالبی نوین شکل گرفت و اين مفهومِ تازه به مراتب بالاتر و گسترده‌تر از گشايش وضع اقتصادي، بالا رفتن درآمد سرانه، بهبود كيفيت مسكن، غذا و … بود.

فرایند سنجش سطوح توسعه مناطق:
۱- تعیین هدف مطالعه و تدوین چارچوب آن:
آیا هدف سنجش سطح توسعه مناطق به مفهوم کلی است یا جنبه خاصی از توسعه (نظیر توسعه صنعتی، کشاورزی ، اجتماعی، اقتصادی و غیره)را مد نظر دارد؟
مفهوم مورد نظر بطور دقیق و کامل تعریف عملیاتی شود.

۲- تعیین سطح مطالعه :
مهمترین عامل در تعیین سطح مطالعه، دسترسی به آمار و اطلاعات می باشد.

۳- شناخت نوع آمار قابل دسترس :

۴- انتخاب شاخص های توسعه :

تعیین شاخص های توسعه مهمترین قدم در مطالعات توسعه منطقه ای است.

شاخص ها باید تحت تئوری و منطق خاصی که در اهداف مطالعه منعکس شده است انتخاب گردند.

متغیرهای مختلف اقتصادی و اجتماعی باید تحت یک چارچوب تئوریکی مشخص و منطقی به شاخص تبدیل شوند.(نسبتهای مختلف، درصد ها، نرخ های رشد، مقادیر سرانه و غیره مواردی هستند که به عنوان شاخص های توسعه بکار می روند).

در مرحله شاخص سازی، زمانیکه شاخص های توسعه انتخاب می شوند باید مفاهیمی چون تنوع طبیعی و نابرابری مدنظر قرار بگیرد.

شاخص های که به ساختارها مربوط اند و شاخص هایی که به توسعه مربوط می شوند باید از هم متمایز گردند.

در انتخاب شاخص هایی که با همدیگر همپوشانی دارند پرهیز کرد. شاخص های توسعه مثبت نباید با شاخص های منفی ترکیب شوند.

بخش های مختلف توسعه باید سهم مناسبی از تعداد شاخص های انتخاب شده را به خود اختصاص دهند.

نمونه ای از شاخص های توسعه در بخش های مختلف در ذیل ارائه شده است.
شاخص های توسعه کشاورزی :
نسبت زمین آبی به کل زمینهای قابل کشت
تعداد تراکتور به ازاء هر صد هکتار زمین کشاورزی
تعداد پمپ آب به ازاء هر صد هکتار زمین کشاورزی
نسبت زمین های آبی به بهره بردار
میزان اعتبارات بانکی به ازاء هر ۱۰۰ هکتار زمین کشاورزی
میزان برق مصرفی در بخش کشاورزی نسبت به کل برق مصرفی

شاخص های توسعه صنعتی :

تعداد واحد های صنعتی به ازاء هر ۱۰۰۰۰ نفر جمعیت
سرانه تولید در بخش معدن
درصد کارگران صنعتی نسبت به کل جمعیت
درصد کارگران صنعتی نسبت به کل کارگران
تولید سرانه هر هر کارگر صنعتی
میزان سهم ارزش افزوده در بخش صنعت
سرانه ارزش افزوده در واحد های صنعتی
مقدار مصرف برق صنعتی در هر منطقه

شاخص های خدماتی:
تعداد اداره پست و تلگراف به ازاء هر ۱۰۰۰۰ نفر جمعیت
تعداد خط تلفن به آزاء هر ۱۰۰۰ خانوار
تعداد شماره حساب به ازاء هر ۱۰۰۰۰ نفرجمعیت
سرانه پس انداز در بانک ها
تعداد تعاونی ها به ازاء هر ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت
سرانه سرمایه در تعاونی ها

شاخص های زیر ساختی :
طول جاده به ازاء هر ۱۰۰ کلیومتر مربع
درصد روستاهای دارای جاده
درصد روستاهای دارای برق
درصد روستاهای دارای آب لوله کشی
مصرف سرانه برق
تعداد شهر به ازاء ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت
درصد خانوارهای دارای برق
شاخص های آموزشی :
درصد باسوادی کل
درصد باسوادی در مناطق شهری و روستایی
درصد ثبت نام گروه های سنی ۶-۱۸ ساله در مدارس
تعداد مدارس به ازاء هر ۱۰۰۰۰ نفر جمعیت
نسبت معلم به دانش اموز
تعداد کلاس درس به ازاء هر ۱۰۰ نفر دانش اموز
تعداد مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به ازاء هر ۱۰۰ هزارنفر جمعیت
شاخص های بهداشتی :
تعداد بیمارستان به ازاء هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت
تعداد تخت بیمارستان به ازاء هر ۱۰ هزار نفر جمعیت
تعداد پزشک، دندانپزشک، ماما به ازاء هر ۱۰ هزار نفر جمعیت
تعداد آزمایشگاه به ازاء هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت
تکنیک سنجش سطح توسعه :
در بحث سنجش توسعه اگر تنها یک شاخص مانند درآمد سرانه و یا شاخص هایی نظیر آن مورد استفاده قرار گیرد ، قضاوت در مورد وضعیت هر منطقه کار آسانی است. اما مشکل زمانی بروز می کند که با یک تحلیل چند متغیره مواجعه باشیم و بخواهیم تعدادی نماگر را به یک شاخص ترکیبی تبدیل کنیم تا بتوانیم براحتی واحد های جغرافیایی مورد مطالعه را با یکدیگر مقایسه کنیم.
جمع کردن شاخص ها با مقیاس های متفاوت امکان پذیر نمی باشد. به همین دلیل ضروری است که این شاخص ها به واحد های استانداردی تبدیل شوند تا امکان جمع کردن آنها فراهم گردد. برای انجام این کار روش های آماری زیادی وجود دارد که هر یک از آنها دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود می باشد. این روشها عبارتند از:

روش رتبه ای
روش استاندارد کردن
روش تقسیم بر انحراف معیار
روش تقسیم بر میانگین
روش تقسیم مقادیر بر هر عدد ثابتی نظیر متوسط ملی
روش شاخص بندی
روش ضریب محرومیت
ضریب اختلاف
روش مک گراناهان
روش تحلیل مولفه های اصلی
روش تاکسونومی
و …
روش شاخص بندی :
یکی از روش هایی است که بطور وسیع در مطالعات منطقه ای مورد استفاده قرار می گیرد.
در این روش بیشترین مقدار هر شاخص معادل ۱۰۰ در نظر گرفته شده و مقادیر نسبت به آن از طریق تناسب بندی محاسبه می گردند.
X1=امید به زندگی در بدو تولد
X2=نرخ باسوادی بزرگسالان(درصد)
X3=هزینه ناخالص سرانه واقعی تعدیل شده(هزار ریال)
استان تهران x1=70.50 ,x2=84.70, x3= 1967 که در هر سه مورد بیشترین می باشد
استان کرمان x1=65.40, x2= 70.50, x3=1714 می باشد.

روش ضریب محرومیت :
این روش توسط UNDP برای محاسبه شاخص توسعه انسانی کشور های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. معادلات این دو روش بشرح زیر است :
معادله (۱)

معادله (۲)

ضریب محرومیت -۱ = شاخص توسعه

ضریب اختلاف
برای سنجش اینکه تا چه حد مقدار یک شاخص بطور نامتعادل در بین مناطق توزیع شده است، از روش ضریب اختلاف ( (CVکه گاهی آن را عامل ویلیامسون نیز می نامند استفاده می شود.
ضریب اختلاف با استفاده از فرمول ذیل محاسبه می گردد :

= مقدار یک شاخص در یک منطقه خاص
= میانگین شاخص .i
N = تعداد مناطق

روش مک گراناهان :
مک گراناهان و همکارانش در مطالعه ای تحت عنوان مفاهیم و سنجش توسعه اجتماعی – اقتصادی سعی کردند تا روشی را برای تعیین وزن شاخص های مختلف ابداع کنند. فرض آنها این بود که وزن ها باید بیانگر میزان اهمیت هر شاخص در بین مجموعه شاخص های مورد استفاده باشد و اهمیت هر شاخص نیز بر اساس میزان ضریب همبستگی هر شاخص با شاخص های دیگر تعیین گردد.

آنها معتقد بودند که توسعه پدیده ای بهم مرتبط است بطوریکه عوامل و متغیرهای مختلف در یک دوره طولانی با همدیگر تغییر می یابند و شواهد تجربی نیز بهم مرتبط بودن شاخص های توسعه را تایید می کنند.
به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که ”متوسط همبستگی هر متغیر با سایر متغیرها“ بهترین معیار برای دادن وزن به شاخص مورد نظر است.

بر مبنای این روش وزن های مختلف برای شاخص های مورد استفاده از طریق ماتریس ضریب همبستگی بدست می آید. هر چقدر میزان همبستگی هر متغیر با سایر متغیرها بیشتر باشد وزن بیشتری می گیرد و هر چقدر میزان همبستگی ضعیف تر باشد وزن کمتری را به خود اختصاص می دهد.
به منظور آشنایی با نحوه بکارگیری روش مک گراناهان این تکنیک در مثال ذیل مورد استفاده قرار گرفته است.
ابتدا ضریب همبستگی بین متغیرها مورد استفاده محاسبه و متوسط ضریب همبستگی برای متغیرهای فوق بدست آمد.

پس از محاسبه وزن هر شاخص از طریق متوسط ضریب همبستگی، مقادیر مربوط به متغیرها با استفاده از روش تقسیم بر میانگین رفع اختلاف مقیاس شده و وزن های محاسبه شده در مقادیر فوق ضرب گردیدند که نتایج آن در جدول ارائه شده است.
سپس از طریق جمع کردن ستون های فوق شاخص ترکیبی بدست امد.

شاخص توسعه انسانی
شاخص توسعه انسانی (HDI)
شاخص فقر انسانی در کشورهای در حال توسعه (HPI-1)
شاخص فقر انسانی برای کشورهای OECD
شاخص توسعه برابری جنسیتی
توزیع قدرت و اختیارات جنسیتی

در مفهوم نوين، هدف نهاييِ توسعه، انسان است و توسعه انساني به مثابه فرايندي تعريف مي‌شود كه امكان آزادي انتخاب شغل، مذهب، انديشه، دخالت در سرنوشت خويش، بهره‌مندي از امكان عمر طولاني، بهداشت و سلامتي، آرامش و آسايش و امنيت و از همه‌ مهمتر آموزش را براي افراد فراهم مي‌آورد.

. از اين‌رو ديگر برنامه توسعه كشورها تنها به تحرك اقتصادي خلاصه نمي‌گردد، بلكه آنچه اهميت يافته است؛ ارزش‌دادن به «منابع انساني» و ارزش افزوده بخشيدن به يكايك افراد از طريق تقويت و شكوفايي توانمندي هاي بالقوه و دروني آنان است.

مدافعان توسعه انساني فكر مي‌كنند كه هدف غايي بايد ايجاد احساسي از امنيت اقتصادي، سياسي، زيست ‌محيطي و نظامي باشد. چنين توسعه‌اي بر اين باور است كه مردم بايد كانون توجه باشند نه نرخ رشد. اين ديدگاه عدالت را برتر از عملكرد اقتصادي قرارداده و به ويژه فقرا را مد نظر دارد. درحالي كه الگوي نئوليبرال تنها اميدوار است كه آثار رشد به تدريج از بالا به پايين شامل حال همه، از جمله فقرا شود.
 ويژگي‌هاي فردي توسعه يافتگي
آمادگي دروني براي پذيرش تجربه‌هاي تازه و نو
انعطاف در برابر تغيير و استعداد در نوآوري
استقلال رأي و نظر
انتقاد پذيري
اعتقاد به آزادي انديشه و عمل
پرهيز از تقليد ضمن احترام به انديشه‌هاي ديگران
جمع‌گرا و معتقد به كار گروهي
روحيه بالا براي تجربه، آزمون و خطا و ريسك
مسئوليت پذير و وظيفه شناس

اميد به زندگي
باور به نظم و انضباط
اعتقاد به قانون
آگاهي طلبي و خرافه گريزي
محوريت منطق وعقلانيت در كارها
قدرت بالاي انتخاب و تصميم گيري
اعتماد به نفس بالا و باور به اراده خود
قابل محاسبه و پيش بيني دانستن جهان
جهاني انديشيدن و گريز از خود مركزي
عدالت طلب و آگاه به حقوق فردي و اجتماعي خويش

 ويژگي‌هاي جامعه توسعه يافته
سطح بالاي سواد و دانش عمومي
تخصصي بودن وظايف و مسئوليت‌هاي اجتماعي
فعال بودن مشاركت مردم در بخش خصوصي
دخالت حداقلي دولت در فرهنگ، اقتصاد و سياست
سطح مطلوب بهداشت
شفافيت ساختار قدرت و گردش نخبگان
نظام سياسي پاسخگو
ضريب بالاي امنيت اجتماعي و اقتصادي
دموكراسي و انتخابات آزاد

پايين بودن رشد جمعيت
نظام آموزشي پويا
پويايي توليد فكر و علم
تقدّمِ منافع ملي
گذر از تأمين نيازهاي اوليه و ساماندهي معيشت
بالا بودن توليد و درآمد سرانه و اقتصاد توليدي
مشاركت اجتماعي و سياسي بالا
ضريب بالاي اعتماد عمومي
گردش آزاد اطلاعات
نظام توزيع عادلانه امكانات و فرصت‌هاي اجتماعي
نتیجه گیری؛ راهبردهاي توسعه انساني
به‌طور كلي پيرامون توسعه انساني مطالعات گسترده و درخوري در كشور صورت نگرفته است. اين در حالي است كه در ساير جوامع اصول راهبردي مأخوذ از توسعه انساني در اغلب زمينه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي به حوزه اجرا راه ‌يافته است. مثلاً اينكه راهبردهاي هرچه انساني‌تر شدن خدمات، برنامه‌ها و اداره امور شهري ‌چه بايد باشد؟ حكومت و نظام سياسي مطلوب در چشم‌انداز توسعه انساني چگونه است؟ يا مهم‌ترين جهت‌گيري سياستگذاري‌هاي آموزشي، رفاهي و بهداشتي چگونه بايد باشد؟

اين سؤالات و مسائل مشابه، نياز به تحقيقات گسترده‌اي دارد. آنچه در پي آمده صرفاً مروري است بر جنبه‌هاي عيني‌ترِ توسعه انساني.

توسعه انساني؛ در ساده‌ترين تعبير، انساني كردن فرايند توسعه است.
توسعه انساني؛ توان، خلاقيت، استعدادها و مهارت‌هاي افراد يك كشور را به تحرك وا مي‌دارد و فرا مي‌خواند.
توسعه انساني تأكيد بر پيشرفت از درون است.
توسعه انساني؛ توجه و تأكيدي است بر آن دسته از خدماتی كه جنبه عمومي دارند نظير بهداشت و آموزش و پرورش.
توسعه انساني راه را براي تفويض اختيار به مردم و واگذاري اداره امور داخلي، شهري و محلي به مردم مي‌گشايد.
توسعه انساني الگويي براي شكوفايي توانمندي‌هاي فردي است.
توسعه انساني تقابل با توسعه اقتصادي نيست بلكه تكميل حلقه‌هاي مفقوده و كاستي‌هاي آن است.
توسعه انساني راه را بر استفاده از كمك‌هاي مستقيم خارجي به بهانه جبران عقب ماندگي مي‌بندد.
توسعه انساني بيشترين استفاده را از همه منابع و امكانات طبيعي با كمك نيروي انساني مورد توجه قرار مي‌دهد.
توسعه انساني تحوّلي در مصاديق و مفاهيم سرمايه از مادي و طبيعي به انساني است.

توسعه انساني مي‌گويد؛ ماحصل و نتيجه تلاش دولت و ملت در هر كشور بايد به ارتقاء كيفيت زندگي فرد فرد آنان بينجامد.
توسعه انساني ، تعريفي جديد از تعيين جايگاه و وضعیت هر کشور در میان سایر کشورهای جهان است.
توسعه انساني جنبه هاي نرم‌افزاري و پايه‌اي را (نظير آموزش و بهداشت) به جنبه‌هاي سخت‌افزاري توسعه (مانند پروژه‌هاي صنعتي و عمراني) مي‌افزايد.
توسعه انساني مي‌گويد جادة توسعه يافتگي هر كشوري از بين مردم آن مي‌گذرد و توسط خود آنها احداث و پيموده مي‌شود.
توسعه انساني پيشنهادي است به دولت‌ها براي کاستن از قدرت خود و افزودن به اقتدار مردم‌.

پیام توسعه انسانی ؛ صورت پذیرفتن توسعه “برایِ و توسطِ ” مردم است. این نتیجه بدست نمی آید مگر با فراهم آوردن فرصت و زمینة شکوفایی آزادانه توانمندیهای انسانی جامعه. از سویی دست یازیدن به این مرحله در ارتباط مستقیم با نظام تربیتی جامعه قرار دارد. توسعه یافتن یا نیافتن ما پیش از هر عامل دیگری در گروِ نظام فکری، باورها ، شخصیت و رفتاریست که با آن زندگی می کنیم و نظام اجتماعی و مناسبات اجتماعی خود را با آن شکل می دهیم. از این رو فرهنگِ توسعه قبل از خود توسعه مطرح است و این نقش تا حد زیادی بر عهده آموزش و پرورش است که تشریح این ارتباط مجال دیگری می طلبد.

قبل از خرید: توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
بعد از خرید: تنها راه پشتیبانی محصولات سیستم تیکت می باشد .
بعد از خرید: از پنل کاربری محصول خود را دریافت نمایید . برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .

افزودن به سبد خرید
0