قیمت محصول :     41500 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

مطالعات رساله موزه

بازدیدها: 0

این فایل در قالب ورد Word در ۸۳ صفحه تهیه و تظیم و در آن به مطالعات رساله موزه پرداخته است.
مقدمه:
هنر معماري ايراني را بايد هنري دانست كه برگرفته از سنت و فرهنگ ايراني است . فرهنگ و هنري كه از گذشته آدميان باز مانده و اكنون با دانش امروزي عمل مي كند و آينده شان را شكل مي دهد
هيچ مهندس معماري نمي تواند بدون شناخت و درک کامل موضوع پروژه و نيازهاي کارفرما ساختماني بدون نقص و موفق طراحي کند. از طرف ديگر، هيچ دو معماري نيز به يک پروژه به طور يکسان نگاه نمي کند و لذا طرح هاي مشابه ارائه نخواهند کرد.
برخي از پروژه هاي بزرگ مانند ساختمانهاي اداري، آموزشي، درماني، استاديومهاي ورزشي، فرودگاهها و غيره داراي کاربردهاي مشخص در چهارچوب فعاليت هاي معين مي باشند و لذا ممکن است طراحي اينگونه بناها، بخصوص اگر دولتي باشند، بطور مستقيم به يک معمار شناخته شده واگذار شود. اما در مورد موزه ها، که مي توانند داراي اهداف و فعاليت هاي تعريف شده متفاوت باشند، معمولاً اينگونه عمل نمي شود. بررسي چگونگي احداث موزه هاي بزرگ در جهان بخصوص موزه هاي ساخته شده در اواخر قرن بيستم، نشان مي دهد که براي انتخاب معمار اکثراً مسابقه اي بين معماران برجسته تراز اول در سطح بين الملل ترتيب داده شده است. اين معماري، با در اختيار داشتن نيازها، شرايط و چهارچوبهاي کلي که توسط کارفرما تعيين مي شوند، طراحي اوليه خود را تهيه و جهت شرکت در مسابقه، به کارفرما تحويل مي دهند تا يکي از آنان توسط کميته اي مرکب از متخصصين تراز اول موزه ها، به عنوان برنده مسابقه انتخاب گردد. در برخي موارد مسابقه حتي قبل از تعيين سايت برگزار مي شود، که در اين صورت، انتخاب سايت مناسب طرح نيز بعهده برنده مسابقه خواهد بود.
امروزه بناهاي موزه هاي جديد، چه توسط مشهورترين معماران بين المللي و چه توسط ساير معماران کشورهاي مختلف طراحي شده باشند، از شاخص ترين و بحث انگيزترين ساختمانهاي جهان محسوب مي شوند. بطورکلي طراحي موزه براي معماران فرصتي استثنايي و متفاوت با طراحي ساير انواع ساختمانهاي بزرگ، محسوب مي شود زيرا طبيعت طراحي موزه به نحوي است که ميدان براي نوآوري، ابتکار و خلق اثري جديد و منحصربه فرد را فراهم مي آورد.

چکیده
نگاهي گذرا به تاريخچه موزه و موزه داري در ايران
نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند.
موزه كلمه اي يوناني است كه از ” موزه يون ” به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور كلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اتلاق مي شود كه در محل يا عمارتي نگه داري و در معرض نمايش گذاشته شوند.
تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفال ئ آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مي كردند.
بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با ۲۷۴۴ متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود كه به سال ۱۳۱۶ خورشيدي افتتاح گرديد.
طراحي ساختمان اين موزه به عهده ” آندره گدار ” فرانسوي بود و شكل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق كسري انوشيروان ساساني است.
اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،‌آداب و روسوم،‌باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،‌حال و آينده مي توان به شمار آورد.
موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا” آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشكاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود.
يكي از مهمترين وظايف يك موزه برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با شيئي به نمايش در آمده است. در حقيقت بايد كوشيد تا همان ارتباط وحسي را كه بين خالق يك اثر و خود وجود داشته به نوعي ديگر به بازديدكنندگان منتقل نمود كه اين امري دور از دسترس نيست.
امار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( ۱۹۵۶ م ) تاكيد نموده است كه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.
گونه شناسي موزه ها:
شناخت خصوصيات مختلف موزه ها جهت طبقه بندي و گونه شناسي آتي به طور كلي از يك سو بر مكانيابي، نحوه فعاليت و نقش فرهنگي آنها در جامعه و از سوي ديگر بر برنامه ريزي و طراحي آنها مؤثر مي باشد.

گونه شناسي موزه ها در عين حال زمينه تدوين شبكه ملي موزه ها را برحسب عوامل و شرايط مختلف فرهنگي و جغرافيايي امكان پذير ساخته و مقدمه اي است بر تدوين طرح جامع توسعه موزه ها در كشور.
گونه شناسي موزه ها تحت تاثير عوامل متعددي قرار دارد كه در تعريف يك ايده يا هدف مربوط به تشكيل موزه مؤثر مي باشند. موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )
موزه تاريخي و باستان شناسي: ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله و دوره هاي تاريخي هستند . بيشتر اين آثار بر اثر كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدون گذشته و تلفيق كننده علم، هنر و دانش يك ملت يا يك قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند. موزه ملي ايران ( ايران باستان )، موزه ملي ورساي در فرانسه و موزه تاريخ در واشينگتن از اين نوع هستند.
موزه فضاي باز:با ايجاد اين نوع موزه ها مي توان به معرفي يافته ها و داده هاي مهم باستان شناسي كمك بزرگي نمود. زمان يكه يك كاوش علمي باستان شناسي منجر به نتايج مطلوب و كشف آثار ارزشمند غير منقول مي شود و قابل انتقال به موزه ها نيست، با فراهم آوردن شرايط و امكانات لازم، مكان مورد نظر را جهت باز ديد عموم مهيا مي نمايند. اين امر در اصطلاح به موزه فضاي باز مشهور است. از جمله اين موزه ها مي توان به تخت جمشيد در شيراز و محوطه تاريخي هگمتانه در همدان اشاره نمود.
اين موزه ها در ديگر كشور ها مانند چين، يونان و برخي از كشور هاي اورپايي نيز معمول است. در استان خراسان محوطه تاريخ ” بنديان ” در گز كه داراي گچ بري هاي بسيار زيبايي از دوره ساسانيان است و همچنين محوطه تاريخي ” شا ياخ ” نيشابور مي توانند مكان مناسبي براي اين امر باشند.
موزه هاي مردم شناسي: فرهنگ، آداب و رسوم،‌ اعتقادات، پوشاك و سنن اجتماعي حاكم بر جامعه را نشان مي دهند. موزه مردم شناسي تهران و حمام گنجعلي خان كرمان از اين نوع هستند.
كاخ موزه ها: بنا يا اثر تاريخي هستند كه از گذشتگان به دست ما رسيده و بيانگر و ضعيت و نحوه زندگي صاحبان آن است. ممكن است در اين بنا اشياي تاريخي و نيز آثار هنري از جمله نقاشي روي ديوار،‌گچ كاري و …. وجود داشته باشد. كاخ موزه ها معمولا” در مراكز حكومتي به وجود مي آيند. هدف از تاسيس اين موزه ها به نمايش گذاشتن اثر و بناي تاريخي و نيز عبرت آموزي است. مجموعه كاخ هاي سعد آباد تهران و باغ ملك آباد مشهد از اين نوع موزه ها هستند.
موزه هاي هنري : انواع هنرهاي تجسمي و تزييني كه از زيبايي شناسي بالايي برخوردارند، را به نمايش در مي آورند و معمولا” بازديد كنندگان زيادي نيز دارند. موزه هنرهاي زيبا در تهران و موزه هنرهاي تزييني در اصفهان از اين نوع هستند.
موزه علوم و تارخ طبيعي: تجربه هاي علمي بر اساس شواهد و وسايل كاري و تاريخي طبيعي كه در بر گيرنده گونه هاي مختلف گياهي به ويژه جانوان است را به نمايش مي گذارند. موزه تاريخي طبيعي اصفهان و موزه علوم و تاريخ طبيعي مشهد از اين نوع هستند.
موزه هاي سيار : براي پيشبرد سريع اهداف فرهنگي و به دليل عدم امكانات موجود در مناطق و شهرهاي محروم شكل مي گيرند. اين موزه هاي فرهنگ هاي گوناگون را در مكان هاي مختلف در معرض ديد عموم مي گذارند. اگر به اين نوع موزه ها توجه كافي شود، بسيار تاثير گذار خواهند بود.
پارك موزه ها : به دليل داشتن ابغاد گوناگون علمي و فرهنگي و جاذبه هاي تفريحي و آموزشي و نيز تفريحي از اهميت زياد برخورد دارند، چرا كه مسايل زيستي و طبيعي را از نزديك براي مردم به نمايش مي گذارند. ويژگي مهم اين موزه ها اين است كه عموم مردم مي توانند از ديدن آنها بهرمند شوند. در ايران ايجاد پارك موزه سابقه ندارد ولي در كشورهايي مانند چين و كره شمالي مرسوم است.
مكان هاي فرهنگي، ملي و تاريخي چون آرامگاه فردوسي در مشهد، آرامگاه عطار و خيام در نيشابور مي توانند مكان مناسبي به اين منظور باشند.
موزه هاي نظامي : روند تاريخي انواع سلاح هاي نظامي و جنگي را در معرض ديد همگان قرار مي دهند. اين نوع اشيا شامل لباس هاي نظامي رزمي، اسلحه و ديگر وسايل رزمي نيز هستند.
موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان ) براي ارج نهادن به هنرمندان، نويسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا” پس از در گذشتشان در خانه شخصيشان پديد مي آيد و در بر گيرنده وسايل شخصي، وسايل كار و آثار ايشان است. اين موزه ها بيشتر د ركشورهاي اروپايي مرسوم است.
خانه شكسپير نويسنده مشهور انگليسي و اديسون مخترع برق در امريكا از اين نوع است. در ايران هم خانه بزرگ مرد موسيقي ” استاد ابوالحسن صبا ” تبديل به موزه شده و در برگيرنده تابلوهاي نقاشي، تاليفات و اموال شخصي وي است.

موزه هاي محلي يا منطقه اي: بيانگر و نمودار فرهنگ يك منطقه و يا يك محله خاص هستند و صرفا” آثار و اشياي تاريخي همان منطقه را به نمايش مي گذارند. موزه شوش، تخت جمشيد و موزه توس در خراسان ازاين نوع هستند.
موزه‌هاي منطقه‌اي فراتر از موزه‌‌هاي استاني تعريف مي‌شوند و اهداف موزه را در سطح وسيعتري دنبال مي‌كنند. توجيه احداث موزه‌هاي منطقه‌اي در گزارش سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي به اين صورت بيان شده است:
در جاي‌جاي سرزمين ايران به واسطه سابقه طولاني مردماني كه در آن زيسته‌اند كانونهاي مهمي از تمدن و فرهنگ وجود دارد اين كانونها در طول هزاران سال در نقاط و بخشهاي مختلف كشورمان به وجودآمده‌اند و از اين حيث ايران را از غناي فرهنگي و تاريخي بالايي برخوردار كرده‌اند. بسياري از اين كانونها در دل خاك خفته‌اند و ما امروز آثار و اشياء مربوط به آنها را از دل خاك بيرون آورده و در جهت شناخت سرزمين‌مان به مردم معرفي مي‌كنيم و بسياري از كانونهاي ديگر در سير تاريخي خود به حيات زنده امروز رسيده‌اند و نمود خود را در حيات امروزي شهرها و مجتمع‌هاي زيستي به رخ مي‌كشند. در راستاي اهداف سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و براي شناخت هر چه بهتر و ژرفتر فرهنگ و تمدن ايران، برنامه‌ها و سياستهايي جهت گسترش فرهنگ موزه اي تدارك ديده شده است. بخشي از اين برنامه ها به تعريف و ايجاد و راه اندازي موزه هاي منطقه اي مي پردازد. هدف از اينگونه موزه ها را مي توان در معرفي فرهنگ و تمدن منطقه از طريق معرفي آثار به جاي مانده، معرفي فرهنگ، تاريخ و پيشينه اقوام، ايجاد شناخت مردمان از گذشته خود، كمك به رشد و پيشرفت فرهنگي منطقه و همچنين جذب گردشگر خلاصه كرد. با توجه به اشتراكات فرهنگ هاي مختلف در موزه هاي منطقه اي علاوه بر معرفي كل فرهنگ و تمدن ايران زمين به طور خاص و گسترده تري به ويژگيهاو تمدن آن منطقه پرداخته مي شود.
موزه منطقه اي آذربايجان كه به معرفي منطقه اي شامل استانهاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و زنجان مي پردازد در مركز استان آذربايجان شرقي پيش بيني شده است در عين حال اميد است كه در آينده، اينگونه موزه ها در مناطق موردنظر، امكان شناخت بهتر و گسترده تري از مناطق مذكور را ايجاد نمايد.
ديدگاه فرهنگي و تاريخي:
داشتن چنين موزه اي باعث ارتقاء سطح فرهنگي جامعه مخاطب مي شود و همچنين چكيده اي از فرهنگ نواحي آذري زبان را به همراه مسائل تاريخي و سياسي آن به نمايش مي گذارد. معرفي شخصيتهاي فرهنگي – علمي و سياسي منطقه ضروري است، زيرا افراد بسيار مهمي در زمينه هاي گوناگون از اين خطه سر برآورده اند كه نياز به معرفي آنها و توجه دادن ملي منطقه اي به آنها بايد در اولويت باشد.
ايجاد ارتباط ساده و اوليه نسل جوان با پيوندهاي فرهنگي و تاريخي، سازنده هويت ملي
امكان دسترسي پژوهشگران و علاقه مندان به آثار فرهنگي منطقه در مناسب ترين جايگاه
معرفي حلقه هاي مشترك فرهنگي شمال غرب كشور
حفظ هويت ملي در مواجه با روند جهاني شدن
موزه به عنوان زيرساخت
فرهنگي جامعه مي تواند ارزشهاي تاريخي و فرهنگي را از طريق خودشناسي به آيندگان منتقل نمايد.
سابقه تاريخي غني و بهم پيوسته مناطقي كه ذكر شد، وجود يك موزه منطقه اي را ضروري مي سازد زيرا اين منطقه از قديم الايام به صورت آذربايجان شامل محدوده وسيعي مي شده و لذا بررسي تاريخ منطقه شامل بررسي بيش از يك و يا چند استان خواهد بود.
ديدگاه سياسي و اجتماعي:
اين منطقه با توجه به پيشينه تاريخي و نقش آن در تحولات سياسي كشور و موقعيت استراتژيك آن به لحاظ داشتن مرز مشترك با سه كشور بايستي توانايي پاسخگويي به نيازهاي مخاطب را برآورد نمايد.
همچنين با بالا بردن سطح خودباوري و حفظ هويت وغرور ملي و اطلاع رساني فرهنگي به خود مردم منطقه و اهميت دادن به آن بسيار ضروري است.
نمايش پيوندهاي مشترك و ريشه دار مردمي در منطقه شمال غرب كشور
ايجاد وحدت، همدلي و همگرايي و قومي در بين مردم منطقه شمال غرب كشور
نمايش عظمت و غناي فرهنگي منطقه موجب ايجاد غرور ملي مي گردد.

ديدگاه اقتصادي:
با توجه به بازديدكنندگان از ناحيه، اهداف اقتصادي و درآمدزايي از طريق موزه ها نيز مي تواند از برنامه هاي مهم باشد.
با توجه به برنامه هاي دولت و توجه خاص به صنعت گردشگري، يكي از معيارهاي خاص جذب توريست در منطقه وجود موزه مي‌باشد.
ايجاد اشتغال در منطقه با محوريت موزه و تور و تورگرداني
معرفي پتانسيلهاي موجود منطقه در زمينه هاي صنعتي و كشاورزي به عنوان توانمنديهاي نهفته و قابل بازيافت
ديدگاه آموزش و پژوهشي:
موزه بايستي نقش آموزشي خود را به عموم و همچنين متخصصين امر برآورد نموده و امكان پژوهش و مطالعات را فراهم نمايد. اين كار به روش هاي زير صورت مي پذيرد:
ايجاد زمينه هاي آموزشي و كمك به ارتقاء سطح فرهنگ جامعه
برگزاري سمينارها و همايشهاي تخصصي
ايجاد كارگاههاي آموزشي و پژوهشي
ايجاد مركز مطالعاتي و دسترسي به منابع كتابخانه‌اي

ديدگاه فني و حفاظتي:
با توجه به اشياء نفيس و تاريخي منطقه و نبود شرايط حفاظت فيزيكي و نيز سطح عرضه و اينكه با كاوشهاي باستان شناسي هر روز بر تعداد آنها افزوده مي شود، لذا احتياج به موزه اي بزرگ با دارا بودن شرايط قوي حفاظت فيزيكي ضروري به نظر مي رسد. در كنار نمايش آثارو فراهم شدن مكان مناسب جهت عرضه و نگهداري اشياء ، ايجاد آزمايشگاه و كارگاه مرمت اشياء در جهت حفاظت و مرمت آثار و ايجاد شرايط مطلوب نگهداري از اين آثار ارزشمند، باعث افزايش عمر آنها مي گردد.
معماري موزه
فرم ساختمان موزه بايد معني دار باشد و پيام هايي را در باره مو ضو عات مربوط به ماهيت دروني مجموعه بفرستد در نتيجه هر موزه اي مي تواند از ساير موزه ها متفاوت بوده و طرح خاص خود را داشته باشد بنابراين سبك معماري بايد شيوه اي متقاعد كننده توضيح دهد كه ايده موزه بطور خاص بر چه چيزي دلالت مي كند. اجزاي تشكيل دهنده ساختمان نيز بايد موقعيت موزه را به عنوان يك نقطه مهم براي فعاليت فرهنگي در جامعه منعكس كندبدين معني كه ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي اجتماعي و فرهنگي محلي را كه در آن ماواگرفته است ، در خود نشان دهد و بنوعي بيانگر معماري منطقه باشد . تجربه مي گويد كه اين احتياج ،ميدان وسيعي را مي طلبد ، از جمله مي توان آنرا دعوتي به ياد بود سازي تلقي كرد كه در چد مورد حاد تا مرحله خود نمايي پيش رفته است، باوجود اينكه همه نشانه هاي قدرت طلبي بايد در سبك معماري موزه نفي شود . با اين حال مقدار معيني ارتقاءدادن موجه است . البته تا انجا كه نتيجه كار حاكي از متفاوت بودن موزه و نه بزرگتر بودن آن باشد .
مجموعه فضاهايي كه در روند شكل گيري موزه ها لزوما بروز مي كند متاسفانه اكثرا تحت عنوان هم زيستي به حال خود رها مي شوند و از اينرو در رابطه موزه با محيط اطرافش و در شرايط داخلي موزه نمايان شده ودر برداشت هاي اوليه بازديد كننده درك و پذيرش او از معماري موزه تاثير منفي مي گذارد .
يك راه حل مناسب براي شكل گيري هماهنگ تر معماري موزه استفاده از اصل ادغام تاثير عوامل مختلف است كه موجب مي شود تا عوامل مختلف به ميزان زيادي استقلال پيدا كنند اين راه حل براي موزه هاي كثرت گرا و با عملكرد هاي متنوع مناسب است كه مي توان آنرا از نظر مفاهيم معمارانه به صورت گروهي از انواع ساختمانهاي مختلف تعبير كرد كه به دقت ترتيب يافته و طراحي شده اند بطور مثال مجموعه اي از غرفه ها با تركيبي از سبك هاي بسيار متفاوت كه در عين حفظ فاصله ،با يكديگر ارتباط منطقي نيز دارند شرط اوليه تحقق راه حلهايي كه مبتني بر اصل تركيب فراگير هستند،آن است كه شرايط دستيابي به يك فرم مشترك امكانپذير باشد. تحقق اين امر روندي طولاني و پر كار است و سبك مناسب معماري موزه و ارزشهاي زيبايي شناسي آن حاصل يك روندي طولاني شك و ترديد دروني بين راه حلهاي متعدد است .
در موزه هاي معاصر ،فضاهاي موزه انعطاف پذير ،فعال ،متحرك ، مردمي و متناسب با مقياس انساني بشمار مي آيند كه با نوري شفاف پذيراي قشر وسيعي از مردم ات پاسي از شب هستند .
در طراحي موزه هايي كه تحت تاثير فضاهاي سنتي نمايش ، از فضاهاي مستقل بهم مرتبط استفاده مي شود نيز توجه به ارزش هاي جديد از طريق نو آوري در طرح فضاهاي انعطاف پذير و قابل تغيير كه امكان مسيرهاي حركتي متفاوتي را فراهم مي آورد و حتي طرح توسعه آنها را نيز عملي مي سازد، كاملا ضروري است .
در نهايت تركيب كلي موزه ها نيز عامل تعيين كننده اي بشمار مي رود، به گونه اي كه ساختمان موزه گاهي مو ضوع مهمي براي تماشاي بازديد كنندگان بشمار مي آيد.
در خصوص انبار امن واقع در حد شرقي محوطه مطابق پلان جانمايي ذكراين نكته ضروريست كه انبار در زير زمين واقع شده و درسطح زمين هيچ گونه محدوديتي براي طراحي ايجاد نمي كند.
موازین طراحی موزه :

آشنایی با طراحی موزه ها و گالریهای آثار هنری
موزه ها و گالری های آثار هنری کاربرد های مشابهی داشته و مثل انواع مختلف ساختمانها دارای ویژگی های یکسان فراوانی هستند . بطور کلی مهمترین وظایف موزه ها و گالری آثار هنری ، جمع آوری ، ثبت، حفاظت ، تحقیق ، توضیح و نمایش برخی مدارک مهم است . بهمین دلیل افراد زیادی با مهارت های مختلف مورد نیاز می باشد . بهرحال ، نه تنها بین موزه و گالری آثار هنری تفاوتهایی وجود دارد بلکه بین انواع مختلفی از موزه ها وگالری ها اختلافاتی دیده می شود . برخی از سازمانها مثل سازمان میراث فرهنگی ، تفریحی و بعضی موسسات فرهنگی نیز جزو موزها محسوب می شوند.
برای نمایش آثار هنری واشیاء با اهمیت از نظر علمی و فرهنگی ،سازمان باید از آنها در برابر آسیب ،خطر سرقت ،رطوبت ،خشکی نور خورشید و گرد و غوبار مراقبت کرده وآنها را در بهترین نور و نما ، نشان دهد. این امر زمانی حاصل می شود که مجموعه به
الف)اشیاء تحت مطاله و بررسی ب)اشیاء نمایشی تقسیم می شود.
نمایشگاه ها باید به نحوی برگزار شوند که عموم مردم بتوانند آثار را بدون هیچ مشکلی تماشا کنند. این امر نیازمند یکسری برنامه ی به دقت تعیین شده و گسترش یافته در فضاهایی با شکل مناسب و تزئین منطقی و جذاب بویژه در موزه ها است.
در گالری ها هر گروه ار تصاویر باید در یک اتاق جدا گانه قرار گیرد و هر تصویر باید روی یک دیوار مجزا باشد.
آشنایی با طراحی موزه ها و گالریهای آثار هنری
موزه ها و گالری های آثار هنری کاربرد های مشابهی داشته و مثل انواع مختلف ساختمانها دارای ویژگی های یکسان فراوانی هستند . بطور کلی مهمترین وظایف موزه ها و گالری آثار هنری ، جمع آوری ، ثبت، حفاظت ، تحقیق ، توضیح و نمایش برخی مدارک مهم است . بهمین دلیل افراد زیادی با مهارت های مختلف مورد نیاز می باشد . بهرحال ، نه تنها بین موزه و گالری آثار هنری تفاوتهایی وجود دارد بلکه بین انواع مختلفی از موزه ها وگالری ها اختلافاتی دیده می شود . برخی از سازمانها مثل سازمان میراث فرهنگی ، تفریحی و بعضی موسسات فرهنگی نیز جزو موزها محسوب می شوند.
برای نمایش آثار هنری واشیاء با اهمیت از نظر علمی و فرهنگی ،سازمان باید از آنها در برابر آسیب ،خطر سرقت ،رطوبت ،خشکی نور خورشید و گرد و غوبار مراقبت کرده وآنها را در بهترین نور و نما ، نشان دهد. این امر زمانی حاصل می شود که مجموعه به
الف)اشیاء تحت مطاله و بررسی ب)اشیاء نمایشی تقسیم می شود.
نمایشگاه ها باید به نحوی برگزار شوند که عموم مردم بتوانند آثار را بدون هیچ مشکلی تماشا کنند. این امر نیازمند یکسری برنامه ی به دقت تعیین شده و گسترش یافته در فضاهایی با شکل مناسب و تزئین منطقی و جذاب بویژه در موزه ها است.
در گالری ها هر گروه ار تصاویر باید در یک اتاق جدا گانه قرار گیرد و هر تصویر باید روی یک دیوار مجزا باشد یعنی در هر گالری باید چند اتاق کوچک وجود داشته باشد . این شیوه نسبت به فضاهای بزرگ که برای تصاویر بزرگ بکار می روند فضای بیشتری رانسبت به مساحت زیر بنا را بدست می دهد. زاویه ی دید انسان از ۲۷ درجه بالاتر از سطح بنایی آغاز می شود .برای یک فرد بننده در حالت ایستاده ، این بدان معناست که تصاویر نور پردازی شده باید ۱۰ متر دورتر از فرد وبخش فوقانی آنها بیشتر از ۴٫۹۰ متر بالاتر از سطح چشم وسطح پایین آن ها تقریباً بیش از ۷۰ سانتی متر از چشم نباشد بهترین شرایط آویزان کردن تصاوتر کوچکتر ، از نقطه ی ثابت (سطح افق در تصویر ) روی سطح چشم است .در نظر گرفتن مساحت ۳٫۵ متر مربع برای آویزان کردن هر تصویر ، مساحت ۶ الی ۱۰ متر مربع از زمین برای هر مجسمه و۱ متر مربع فضا در قفسه برای هر ۴۰۰ سکه ضروریست.مباحث نور پردازی گالری ها و موزه ها بسیار نظری بوده و کیفیت نور پردازی هم غیر واقعی است آزمایشات انجام شده در آمریکا نشان داده که نور استفاده شده در نور پردازی اگر به صورت طبیعی باشد حتی اگر از نوع نور شمال هم باشد دائماً در حال تغییر می باشد به همین دلیل استفاده از نور مصنوعی به جای استفاه از نور خورشید بیشتر رایج می باشد.
بر اساس آزمایشات انجام شده در بوستون ؛فضای مطلوب برای تماشا کردن بین ۳۰ تا ۶۰ درجه از سمت فوقانی است که از نقطه ای در وسط کف اتاق اندازه گیری می شود .
در گالری آثار هنری ، عموماً مسیر چرخشی یکطرفه وجود ندارد و فقط بخشهای جداگانه دیده می شود موزها وگالری ها هر کدام نیاز به اتاق های جانبی برای بسته بندی ،ارسال ،بخش اداری ، بخش اسلاید ،کارگاههای حفاظتی وتالار سخنرانی دارند .قصر های غیر قابل استفاده و متروک ،کاخها و صومعه ها برای ساخت موزه مناسب هستند .این مکانها برای اشیاء تاریخی و نگهداری آنها مناسب می باشند زیرا فضای مساعد تری را نسبت به موزه های جدید برای اینگونه اشیاء فراهم می کنند.
امروزه ساختمان موزه ها را به عنوان مراکز فرهنگی هم بکار می برند پس باید در مرحله ی طراحی این احتمال را هم در نظر گرفت .در این حالت باید فضای کافی برای نمایشگاههای موقتی و دایمی ، کتابخانه ،اتاق رسانه ها و تالار سخنرانی وجود داشته باشد.
ضمناً باید فضای خاصی برای استراحت ، خوردن و آشامیدن ، حمل و نقل و انبار ،نگهداری از اشیاء ، گارگاهها وبخش های اداری تخصیص دارد.
پیشرفتهای تکنولوژی نه تنها بر عملکرد موزه ها ، بلکه بر طراحی نمایشگاهها هم تاثیر به سزایی دارد . کامپیوتری کردن ثبت مجموعه و مستند سازس طراحی ، کوچک کردن لامپ و فیبر نوری وتاثیر آنها بر طراحی نور پردازی دو نمونه از این پیشرفت ها هستند
فضاهاي معماري موزه
نويسنده: گلرخ اسكويی برگرفته از کتاب نویفرت
موزه ها، در جهان متمدن، پايگاه هاي تحقيق هستند. بخش پژوهشي و پشتوانه تحقيقي و آموزشي موزه ها پشتوانه رساله ها و تذكره هاي علمي است. همين پشتوانه است كه اهميت دارد نه صرفا خود اشيا و ويترين ها. اين همه جماعت مي روند و لوح ها و سنگ نوشته ها را مي بينند.
نه مي توانند بخوانند و نه اگر بخوانند مي توانند از اصل موضوع سر درآورند. موزه، در اساس، مكاني است براي فرهيختگان و يا دانش طلبان و آگاهي جويندگان. موزه، در قاموس صحيح خود نوعي آزمايشگاه است. دانشجويان را مي برند به موزه و كلاس درس را دركنار اشيا برگزار مي كنند. تا آنها تجسمي روان تر و عيني تر از موضوع درس داشته باشند. هنرجو با معلم و مربي اش مي رود به موزه و تابلو هاي متنوع قرباني كردن اسماعيل را از ديد رافايل و وروبليف و ديگران مي بيند تا تفاوت نگرش هاي حاكم در دوره هاي مختلف نسبت به انسان را بشناسد. اين نوع شناختن ها را در كتاب ها نمي شود يافت حتي در شبكه هاي ديجيتالي هم. اما درموزه اين امكان هست كه آدميزاد <حس> كند دوره و زمانه اي را.
موزه بايد فضاي لازم براي اين جمع شدن ها و باهم ديدن ها را داشته باشد. فضا بايد نوعي فضاي آموزشي باشد تا فضاي تشريفاتي و حريم دار.

پشتوانه
در يك جايي از اين عالم، موزه اي ديدم با موضوع نان! راهنماي موزه توضيح مي داد كه قحط و غلاي دوران جنگ دوم و اينكه نان چه نعمتي است و ما قدرش را نمي دانيم، باعث شد اين موزه را بسازيم. نمايشي از سير تكاملي نان از ابتداي <پخته شدن>اش در تاريخ تا به امروز و تغييراتي كه در شكل و محتوا كرده. در كنار اين موزه، <پژوهشگاه نان> قرار دارد و كارش تحقيق مداوم است در محتواي نان و روش هاي به حداقل رساندن ضايعات و دورريزي ها و تقويت جوهر غذايي آن. موزه اگر پشتوانه اي براي مباحث جديد و يافته هاي نوين نباشد عملادور ريختن سرمايه است و عوامفريبي. درست است كه ما به اشيا نياز داريم و بايد حفظشان كنيم )كه شايد محققي اروپايي بيايد و لازم باشد چيزي را نشانش دهيم(، ولي اين كارها را مي توانيم با هزينه كمتري انجام دهيم. در انبار هاي تميز و مطمئن، دسته بندي شده و كدگذاري شده!
فضاهايي از قبيل مركز اسناد، انتشارات، كتابخانه و سالن مطالعه از نخستين نياز هاي فضايي موزه هستند. سالن نمايش موزه در اين ارتباط حكم اتاق آزمايشگاه براي فضاي تحقيقاتي دارد.
ترويج و تبليغ
موزه، به هرحال، وظيفه عمومي كردن دانش را هم دارد. مردم طالب آموختن و شناختن را حتي اگر دانش اوليه لازم را هم ندارند، مي توان و بايد در موزه ها پذيرا بود. اما نوع استقبال از اين بازديد كننده ها با ديگران متفاوت است. فضاي موزه، براي چنين مخاطبيني بايد فضايي باز و كمتر رسمي باشد و امكان تمدد ناخوايته براي آنها فراهم باشد. نمايش هاي ديجيتالي و تركيبي با استفاده از جاذبه هاي تصويري از اينگونه نياز هاست. موزه بايد به سالن ها و كنج هاي كوچك و جمع وجور نمايش فيلم واسلايد مجهز باشند و سيركولاسيون فضايي چنان بايد باشد كه مخاطب <زود رنج> و غير حرفه اي درمسير اين امكانات قرارگيرد و از ساخته هاي تصويري سهل الهضم در باره موضوعات موزه بهره بگيرد. امروزه وسايل مدرن نمايش از الزامات اوليه موزه هاست.
حجم
ينتا، موزه حجمي است صلب و سنگين وبسته. اين صلابت هم مرده ريگي است ازتصور ديرين در مورد موزه، كه آن را صندوقچه اسرار تاريخ، فقط، مي شمارد، هم ناشي از الزامات امنيتي و ايمني است. ولي آيا اين سنگيني و صلبي حجم، در جهان امروز، به جلب و جذب بازديد كننده كمك مي كند؟ الزامات امنيتي و ايمني موزه اجتناب ناپذير است، ولي با وجود تكنيك هاي پيشرفته امروزي امنيت فقط با ديوارهاي كلفت و درشت حاصل مي شود؟ اگر هم چنين است، آيا تمام بخش هاي موزه چنين الزاماتي دارند؟ فضاي ورودي و فيلتر پيش ورودي، سالن و سرسرا ها، فضاهاي پشتيبان موزه از قبيل كتابخانه و سالن هاي نمايش هم بايد اين چنين در محاصره تفكر و ابزار هاي امنيتي باشند؟ برعكس. موزه بايد پاتوق آگاهي جويان و پژوهشگران شود. باستانشناسان و پژوهشگران ما بايد در سالن هاي اصلي و كناري موزه ها بلولند و راحت باشند و جماعت بازديد كننده بيايند با همين اعاظم از يافته هاي خود و رقبايشان بپرسند. چنين فضايي بايد تا حدممكن شفاف و پذيرا باشد. نهايت برونگرايي را مي توان براي اين فضاها پيش بيني نمود.
فضاي واقعا عمومي
بسياري را عقيده بر اين است كه دكان و مغازه ها و دكه هاي خرده فروشي، مهمترين فضاهاي زنده در شهر هستند و سبب تحرك و زنده بودن فضاهاي اطراف هم مي شوند. حداقل فضاهاي خرده فروشي كه موزه ها در دل خود يا چسبيده به خود داشته باشند، خرده فروشي محصولات فرهنگي خود موزه و پاتوق هايي مثل كتابفروشي و چايخانه است. اين فضاها نيز بايد از بخش هاي اصلي موزه ها شمرده شوند.

تبریز
شهری است که نامش از دیرباز آشنای اهل سیاحت و تجارت در اقصی نقاط جهان بوده و هست و در طول جاده ابریشم غرب را به شرق پیوند داده و دروازه مشرق زمین خوانده شد. تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی بوده و جمعیت آن بیش از دو و نیم میلیون نفر می باشد. زبان مردم تبریز ترکی آذربایجانی است. زبان ترکی آذربایجانی، از نظر فیلولوژیک جزو زبانهای التصاقی محسوب می شود.
اکثریت قریب به اتفاق مردم تبریز مسلمان هستند ولی اقلیت مسیحی نیز در این شهر زندگی می کنند.
تبریز دارای هوایی اقلیمی و کم رطوبت است و حد متوسط بارندگی آن به سال ۲۸۵ میلی متر است. این جلگه در اثر ارتفاعی که از سطح دریا دارد، دارای زمستانهای طولانی و سرد و تابستانهای معتدل است.
استان آذربایجان شرقی که با جمهوری های آذربایجان، نخجوان و ارمنستان مرز مشترک دارد و از طریق مرز بازرگان با کشور ترکیه نیز مرتبط است، موقعیت استراتژیکی بسیار بالایی برای بوجود آمدن یک مرکز تجاری بین المللی را حائز می باشد.
تبریز بر حسب موقعیت جغرافیایی، سیاسی و صنعتی دارای راههای متعدد است. این شهر بوسیله یک شاهراه وسیع به طول ۶۱۹ کیلومتر به تهران مرتبط می شود که تا جلفا مرز جمهوری آذربایجان ادامه می یابد و از سوی دیگر به مرز ترکیه متصل می شود. راههای متعدد دیگری تبریز را به مرکز و شهرهای استانهای همجوار، اردبیل، کردستان و آذربایجان غربی مربوط می کند. راه آهن تهران – آنکارا – مسکو نیز از تبریز می گذرد. این خط آهن از شهرهای قزوین، زنجان، میانه، مراغه و تبریز گذشته و در صوفیان به دو شعبه تقسیم می شود. یکی به جلفا و از آنجا به مسکو و دیگری به ترکیه و از آن طریق به اروپا می پیوندند.
تولیدات عمده صنعتی در این منطقه عبارتند از: موادغذایی، مواد شیمیایی، کانی غیرفلزی، فلزات اساسی ماشین آلات نساجی و فرش این محصولات هم برای مصارف داخلثی و هم برای صادرات بسیار مهم هستند. در سایر زمینه ها کارخانجات و واحدهای تولیدی منحصر به فردی چون پتروشیمی و پالایشگاه و تولید برخی ماشین آلات مورد نیاز صنایع کشور از جمله تولید ماشین آلات نساجی را می توان نام برد. سرمایه گذاری بخش خصوصی در حال توسعه می باشد و در طی سالهای ۷۰ – ۱۳۶۸ به میزان ۴۴۰ میلیون دلار بوده است.
از آثار تاریخی تبریز می توان به مسجد کبود (فیروز اسلام)، ارک یا مسجد علیشاه، مسجد جامع تبریز، بازار تبریز، آرامگاه دو کمال و کلیساهای تبریز از جمله: کلیسای سرکیس، کلیسای مریم مقدس و کلیسای عذرای توانا اشاره کرد.

قبل از خرید: توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
بعد از خرید: تنها راه پشتیبانی محصولات سیستم تیکت می باشد .
بعد از خرید: از پنل کاربری محصول خود را دریافت نمایید . برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .

افزودن به سبد خرید
0