قیمت محصول :     75500 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

هنر در تمدن اسلامى

بازدیدها: 1

این فایل در قالب پاورپوینت PowerPoint در ۱۵۱ اسلاید تهیه و تظیم و در آن به هنر در تمدن اسلامى پرداخته است.

هنرهای اسلامی
اقوام و ملل جهان در آشنايى با هنر و بهره ورى از آن تقدّم و تأخّر دارند.
ايرانيان و روميان، سده ها پيش از ظهور اسلام با هنر آشنا شده بودند و هر يك از اين دو قوم، همزمان با ظهور اسلام، سنتهاى هنرى چند صد ساله داشتند.
نخستين عربهاى مسلمان، نگاه خود را بر آثار هنرى جهان هنگامى انداختند كه يك دسته از سپاهيان آنان در مشرق، كاخ رها شده پادشاه ساسانى را در تيسفون تصاحب كرد و دسته ديگر در بيزانس پيشروى كرد و صحراى سينا را در نورديد و به سال ١٨ق به مصر رسيد و شهر اسكندريه را در اختيار گرفت.
هنرهای اسلامی
ويژگى منحصر به فرد اسلام و نيز عاملى كه موجب گسترش جهانى آن شد، آميزشى است كه از عناصر قومى و جهانى در آن حضور یافته است.
اسلام، آغوش خود را به سوى همگان باز كرد و برابرى و برادرى عموم مؤمنان را در پيشگاه خداوند، از هر نژاد و ملتى كه بودند، اعلام کرد.
در نتیجه اين روش، ميراث هنر اسلامى عبارت بود از شيوه آميخته صدر مسيحيّت و بيزانسى همراه با بازتابهايى از صورتهاى هنرى یونانی (هلنى) و رومى و مجموعه وسيعى از سنتهاى ايرانى.
هنرهای اسلامی
عربستان پيش از اسلام، از نظر هنرى سواى خط عربى كه بالقوّه آمادگى پذيرش زينتهاى هنرى را داشت، و بعدها، از سده سوم تا نهم هجرى، آن زينتها را يافت، از درون مايگى چندانى برخوردار نبود.
شعر و سرود بيشترين هنر عرب بوده است تا آن كه فتوحات مسلمانان آنان را با ديگر مظاهر هنر آشنا ساخت و موجب شد تا آن چادرنشينان ناگهان ديده بر كاخهاى ايرانيان و كليساها و پرستشگاههاى يونانيان و روميان با آن همه گوهرهاى درخشان و موزائيكهاى زرين و ظروف شيشه اى و سفالهاى نقاشى شده و عاجهاى كنده كارى شده و ابريشمهاى بافته شده گشودند.
هنرهای اسلامی
از پايان سده اول هجرى فرمانروايان مسلمان، در نواحى مسخر شده، ساخت مسجدها و كاخهاى با شكوه را آغاز كردند و كوشيدند تا آثارى بزرگتر و با شكوه تر از بناهاى دوران پيش از اسلام به وجود آورند.
بيشتر نخستين معماريهاى اسلامى در كشاكش روزگار شكل و هيئت اصلى خود را از دست داده است؛ زيرا سازندگان آنها كه استادكاران ايرانى، مصرى، شامى و رومى بوده اند عادت داشته اند كه شـيو ه هاى معـمول خـود را در سـاخـتن آن بنـاهـا به كار برند.
هنرهای اسلامی
از اوايل سده دوم هجرى به بعد كه كم كم سنتى معين و مشخص در هنر اسلامى به وجود آمد و رو به كمال گذارد، ناگزير، آن ويژگى هاى قومى و ملّى را از بناهايى كه نياز به تجديد داشتند مى گرفت و همه را بر سنّت هنر اسلامى منطبق مى ساخت.
معمارى
معمارى اسلامى در هيئت و شكل سه نوع بناى عمده به ظهور رسيد:
۱- مساجد؛
۲- مدارس؛
۳- آرامگاه ها
معمارى
«مسجد جامع دمشق» که بین سالهای ۸٧ تا ٩۶ق و روزگار «ولید» بر جای پرستشگاه ژوپيتر (خداى خدايان روم) ساخته شد، و در شمار كهن ترين بناهاى اسلامى است؛ ديوارهايى پوشيده از موزائيك كارى شيشه اى به روش خاص بيزانس داشت.
معمارى
يك بناى ديگر آغاز عهد اسلامى، كاخ هشام بن عبدالملك (حك: ۱۲۵- ۱۰۵ق) است که (سراى زمستانى) خوانده مى شد و در بيابانى خالى از سكنه و سوزان در نزديكى اريحا برافراشته شد و باغ «خربة المفجر» (جایی که آب برآید) آن را در میان گرفته بود و بیشتر آن، در زلزله سال ۱۳۱ق ویران شد. بی شک بايد ايرانيان كه به داشتن باغها و كاخها پرآوازه بودند، در ساخت خربة المفجر همكارى كرده باشند.
يك سال پس از مرمت گرمابه كاخ خربةالمفجر، خلافت امويان برافتاد و عباسيان كه از پشتيبانى ايرانيان برخوردار بودند، دارالخلافه را از دمشق به بغداد بردند و براى اين مقصود صد هزار كارگر در مدت چهار سال كار كردند تا بغداد بتواند شكل يك پايتخت باشكوه را به خود بگيرد.
معمارى
بغداد به شكل دايره اى ساخته شد و مركز شهر را حصارى درميان گرفته بود كه درون آن حصار، كاخهاى سبز گنبد خلفا همچون كاخهاى شاهنشاهان ايران برافراشته گرديد.
ايرانيان در ساختن اين شهر و فراهم آوردن اسباب و اثاثيه زيباى آن، نقش عمده داشتند.
زيگموند و لنتفرد، فرستادگان شارلمانى، بغداد عهد هارون الرشيد را زيبا و ديدنى، و خليفه و بزرگان دربار را مردمى با فرهنگ و كاخ خليفه را جايگاه فراهم آمدن دانش پژوهان و دانشمندان سرزمينهاى مختلف دانسته اند.
معمارى
مسجد جامع سامرا:
بزرگترین مسجد جهان اسلام از نظر مساحت بوده و در طی سالهای۸۵۲-۸۴۸ میلادی (۲۳۵-۲۳۱ق) به دستور المعتصم و المتوکل عباسی ساخته شد.
این مسجد به دلیل داشتن مناره حلزونی که پیچ حلزون آن بر خلاف چرخش عقربه های ساعت به بالا می رود، منحصر به فرد است و بعضی ساختار این مناره را الهام گرفته از برج بابل می دانند.
ارتفاع مناره ۵۲ متر و مساحت کل مسجد ۳۸۰۰۰ متر مربع می باشد و گنجایش حدود ۸۰۰۰ نمازگزار را دارد.
معمارى
مسلمـانـان اســپانــيا مى كـوشـيدند تا پايتختشان، قــرطـبه (Cordoba) از نظر ثروت، شكوه، دانش و هنر با بغداد برابرى كند.
قرطبه عهد خلافت عبدالرحمان سوم (سده چهارم هجرى) به اوج مجد و عظمت رسید و سوداگران و جهانگردان و هنرمندان اسلامى از هر سو بدان جا روى می آوردند.
مسجد جامع قرطبه با مناره هاى بلندش و ستونهاى متعددش يكى از نمونه هاى زيباى هنر اسلامى در اسپانيا و در جهان اسلام است.
اين مسجد در عهد عبدالرحمان اول بنا شد و عبدالرحمان دوم و حكم دوم و منصور هر كدام بخشهايى بر آن افزودند.
با آن كه این مسجد امروزه به يك كليسا بدل گشته است، اما هنوز قداست اسلامى اش بر نزهت مسيحى اش مى چربد.
معمارى
براى عبدالرحمان سوم در چهار ميلى قرطبه به مدت سيزده سال كاخى برافراشته گشت كه «مدینه الزهرا» خوانده شد و يكى از نمونه هاى بارز هنر اسلامى عهد خلفاى اموى در آندلس است و اگرچه رو به ويرانى گذاشته، اما بخشهايى از آن مرمّت شده و نگهدارى مى شود.
قاهره يكى ديگر از كانونهاى تجلى هنر اسلامى به شمار مى آيد.
فاطميان مصر، به ويژه المستنصر، كه توانگرترين آنان بود، در آنجا كتابخانه اى برپا داشتند كه صدها قرآن نفيس و آراسته داشت.
شهر فسطاط، پايتخت پيشين مصر هم كه بر كنار رود نيل قرار داشت، همچنان مركز بازرگانى صنايع مصر بود.

معمارى
قاهره كه در يك ميلى كنار نيل بر سر راه كاروانروى قديم به سوى درياى سرخ براى پايتخت شدن ساخته مى شد، بارويى بلند با هشت دروازه و كاخهايى باشكوه داشت.
از آن ميان، كاخ خليفه فاطمى دوازده تالار داشت كه هريك از ديگرى زيباتر بود.
ناصرخسرو قباديانى، كه در سياحتش به جانب كعبه از آنجا ديدن كرده بود، آخرين ايوان كاخ را مفروش و داراى پرده هاى اطلس سبز و اورنگى بزرگ با نقشهاى شكارگاه وصف كرده است.
معمارى
از آن كــاخ، امروز جز تیـــرهای سقف، كــه بر آن مجـــالسی از زندگی درباری و روستــایی کنده شده و در آن شکـــارگران و بازداران و نوازندگــان عـود پرداخته شده اند، چیز دیگـری بر جای نمانده است.
سخن از هنر اسلامی مصر بدون یادآوری از «سوق القنادیل» یا بازار چراغان در فسطاط ناتمام مى ماند.
سوق القناديل، يكى از مراكز تجمع داد و ستد اشياء هنرى و صنعتى آن روز جهان اسلام بود.
معمارى
در گذر زمان، قدرت فاطميان هم جاويد نماند و سرانجام با هجوم تركان سلجوقى از آسياى ميانه، كه از راه ايران و بغداد و بيزانس مى آمدند و به سال ۴۶۴ق به فلسطين رسيدند، رو به زوال گذاشت.
در آن سال سلاجقه، مصريان را از فلسطين راندند و بيت المقدس را تصرف كردند و اين باعث شد تا صليبيان به قصد تصرف دوباره اورشليم به قلمرو حكومتهاى اسلامى بتازند و در اين نبردها با بسيارى از شگفتیهاى فرهنگ و هنر مشرق زمين آشنا شوند.
معمارى
به سال ۶٩ق عبدالملك بن مروان، خلیفه اموی، در بخش شمالى مسجدالاقصى و برفراز صخره، گنبدى با شكوه ساخته بود (قبة الصخره) كه با گنبد كليساى مزار عيسى (ع) برابرى مى كرد و صليبيان مهاجم را به حيرت مى افكند.
ديوار هشت گوش آن بنا و گنبد فراز آن، همه با موزائيك پوشانده شده بود.
در داخل مسجد صخره مقدس قرار داشت و پيرامون آن را ستونهايى با سرستونهاى زرين فراگرفته بود.
هنرهای اسلامی
نود سالى از فرمانروایی صليبيان بر بيت المقدس و كشورهاى مسيحى كنار سوريه گذشته بود كه يك جنگاور كُرد، به نام صلاح الدين ايوبى، از راه رسيد و به برترى آنان پايان بخشيد.
وى که به سال ۵٩٧ق، مصر را از آخرين خليفه فاطمى آن سرزمين گرفت و به زير اطاعت خليفگان بغداد برد، نبرد با صليبيان را آغاز كرد و در ۶١۴ق بيت المقدس را آزاد ساخت.
به روزگار او، بر تزئينات هنرى مسجدالاقصى افزوده شد.
منبرى از چوب سدر، كار حلب آوردند و محرابى ديگر در مسجد ساخته شد و پوشش زرين گنبد تجديد گشت.
معمارى
از سده چهارم هجرى به بعد، تركان آسياى مركزى به تدريج به سوى غرب پيشروى كردند و بخش وسيعى از ايران و بخشهايى از بين النهرين و سوريه و فلسطين را به تصرف درآوردند و مسلمان شدند.
حكومت خاندانهاى ترك، از آن زمان تا آغاز سده دهم هجرى كه قيام صفویان آغاز شد، ادامه يافت. در اين دوران ششصد ساله، به ويژه در عهد تركان سلجوقى، ايران مهد هنر و هنرآفرينى در جهان اسلام بود.
تشكيل دولت سلجوقى در ايران و بين النهرين و آسياى صغير و قفقاز نقطه عطفى در بازگشت دوباره ايرانيان به فعاليتهاى هنرى شد.
معمارى: مساجد
در مسجدسازى، ايرانيان مسلمان ابتدا از همان شيوه مسجدسازى با ستون – كه در جهان عرب معمول بود – پيروى كردند؛ اما چندى نگذشت پايه هاى آجرى را جانشين ستونهاى سنگى ساختند و طاقهاى قوس دار گوناگونى را ابداع كردند كه با آجر بسته مى شد.
با اين همه ظهور شيوه خاص مسجدسازى ايرانى با استفاده از ايوان يا رواق – كه يكى از ويژگى هاى آشكار خانه هاى ايرانى، به ويژه در نواحى شرقى كشور و در معمارى كاخهاى عهد ساسانى بود – ميسر شد.
پژوهشگران تاريخ هنر به اين پرسش كه ايوان نسبتاً كم عمق جلوى نمازخانه (محراب) – كه مقدس ترين محل مسجد به شمار مى آيد – چگونه پيدا شد، پاسخهاى گوناگون داده اند.
معمارى: مساجد
شايد بتوان اساس آن را در شكل آتشكد ههاى ايرانى در دوره ساسانى جستجو كرد، كه پس از ورود اسلام به ايران در ربع اول سده اول هجرى، برخى از آنها به جايگاه نيايش مسلمانان مبدل شد.
مسجد جامع اصفهان و يا مسجدى كه به سال ۵٣٠ق در زواره ساخته شد و هنوز بر جاى مانده، بايد نخستين مسجد تاريخ دارى باشد كه در آن، از معمارى چهار ايوانى استفاده شده است.
مسجد جامع اصفهان داراى حياطى پهناور و چهار طاق كمانى بزرگ با ايوانى در چهار سوى مسجد بود.
معمارى: مساجد
آنچه كه از لحاظ هنرى بر اين بناها جذابيت خاص می بخشد، تزئينات آنها بود كه از سده چهارم هجرى با جفت كارى آجرها بر جدار خارجى بنا آغاز شد و سپس مانند يك تزئين الحاقى به نقره و حكاكى نقوش بر سطح باريك ملاط واقع در ميان قسمتهاى آجركارى شده بدل شد و كم كم پيوند خود را با بدنه اصلى بنا بريد و به صورت واحدهاى تزئينى در قالبهايى كوچك و مجزا درآمد و زينت بخش پوسته خارجى بنا شد؛ بى آن كه از لحاظ فن معمارى ارتباطى با استخوان بندى درونى آن داشته باشد.
معمارى: مساجد
گچ برى از اواخر سده پنجم هجرى متداول شد كه گاهى همان نقشهاى حاصل از آجركارى تزئينى را تكرار مى كرد و گاهى نقوش گياهى و اسليمیهايى به وجود مى آورد كه با شكل اصلى بنا پيوندى نداشت.
يك مرحله تكامل يافته تر در شيوه زينت كارى كه آفريده ذوق ايرانى در دوره سلجوقى است و از حوالى سال ۴٩۴ق به ظهور رسيد و همواره به صورت هنر ويژه ايرانيان باقى ماند، بريدن قطعات كوچكى از كاشيهاى لعابى برّاق به رنگها و شكلهاى گوناگون و چسباندن آنها به يكديگر براى به دست آوردن نقش هاى خاصى بود كه کاشی معرّق خوانده شده است.
معمارى
كاشيهاى رنگين ايرانى، كه در حوالى سده ششم هجرى در كاشان و رى ساخته مى شد و با گل و بتّه به شيوه اسليمى و آياتى از قرآن كريم زينت مى يافت، براى مساجد و يا كاخهاى پادشاهان مسلمان، كه در آن به كار بردن تصويرهاى جانوران و آدميان و حتى درختان را مكروه مى شمردند، زيبايى و شكوه خاصى را به ارمغان مى آورد.
اين كاشيها بيشتر به شكل ستاره و يا صليب و با رنگهاى برجسته طراحى مى شدند.
معماری
در سده هشتم هجرى (سده چهاردهم ميلادى) اندلس، كه بخش كوچكى از جهان اسلام بود از اندك جاهايى به شمار مى آمد كه از كشتار تيمور بر كنار مانده بود، اما آن نيز در پايان سده پانزدهم ميلادى از دست مسلمانان خارج شد.
با اين همه، آن مركز كوچك حكومت اسلامى، در سالهاى پايانى حياتش به هنرهاى بسيار زيبا آراسته بود.
«قصر الحمراء» (کاخ سرخ)، که به دودمان بنی نصر تعلق داشت، یکی از بناهای باشکوه آن دوره است.
معماری
هنگامى كه محمد بن احمر، نخستين امير دودمان بنى نصر، به سـال ۶٣۴ ق/١٢٣۶م غرناطه را گشود، كاخ خود را بر روى بخشى از يك كوه بلند و پر صخره بنا كرد و از آن پس، هريك از اميران آن دودمان بخشهايى را بر كاخ اصلى افزودند.
از آن ميان «محمد پنجم» در سده هشتم هجری الحمراء را به صورت زيبايى درآورد كه امروز برجاى است.
برجها و باروهاى اطراف الحمراء بر فراز كوه، شهر «القصبه» را در ميان مى گرفت.
رعاياى سلطان براى دادخواهى از «باب العدالة» به درون کاخ می رفتند و از حياطى، كه مسجدى در آن بود، مى گذشتند و بر تالار شوراى سلطنت وارد مى شدند.
معماری
اين تالار پرستون امروز نيز باقى است و كاشيهاى رنگى و گچ بريهاى آن را، كه آسيب ديده بود، مرمّت كرده اند.
سفيران و همراهان ايشان در تالارى ديگر كه پرشكوه تر بود بار مى يافتند و در جلوى آن استخرى مستطيل شكل و دراز ساخته شده بود كه ستونها و طاقهاى ايوان تالار را در خود منعكس مى كرد.
پنجره هاى تالار با شيشه هاى رنگين پوشيده شده بود و قنديلهاى بلورين را با زنجير از سقف پرنقش و نگار و گچ برى شده آويخته بودند و كف تالار از فرشهاى گران بها و ديوارها از كاشیهاى لعابى درخشنده و گچ كاريهاى زرين و سرخ و سبز پوشانده شده بود.
معماری
در بخش ديگر كاخ، كه محل اقامت سلطان و خانواده او بود، يك حياط و اتاقها گرداگرد آن بود.
در وسط آن حياط كوچك فواره هايى با يك حوض سنگى بر پشت دوازده شير سنگى سوار بود كه از چهار سوى آن چهار نهر به نشانه جویهاى چهارگانه بهشتى (آب و مى و شير و انگبين) روان مى گشت.
در اين كاخ، تازه ترين و آخرين نوآوريهاى مقرنس سازى را كه در ايران آغاز شد و از آنجا به آسياى صغير و مصر رفت، مى توان ديد.
سروده ويكتور هوگو درباره الحمراء
اي حمراء،
اي قصري كه فرشتگان تو را چنان كه در خيال آيد تزئين كرده و نشانه اي دل فريب داده اند،
اي قلعه باشكوه كنگره دار كه با گل ها و بوته ها و شاخ و برگ، پرنقش شده اي و اكنون به ويراني مي روي،
شب هنگام كه اشعه نقره فام ماه برتاق نماها و ديوارهاي تو پرده مي افكند،
آواز دلربا و سحرانگيزي از تو به گوش مي رسد

معماری
مقرنسى كه در آغاز و در ايران بخشى از بنا شمرده مى شد و مصالح آن آجر و سنگ بود، در سده ششم هجرى به دست هنرمندان مراكشى در شهر فاس، و در فرورفتگى گنبد و با گچ ساخته شد؛ يعنى صرفاً جنبه تزئينى به خود گرفت و اينك معماران و هنرمندان كاخ الحمراء جنبه زينتى آن را گرفتند و كامل تر و آراسته تر ساختند.
به گفته خانم پرایس: «گنبد مقرنس ستاره مانند اتاق جنوبى حياط شيران در كاخ الحمراء با مقرنس ايرانى اين تفاوت را داشت كه تقسيمات كوچك با صدها منشور آويخته در آن، به بيننده احساس ناايمنى مى بخشيد، درحالى كه مقرنس ايرانى، سادگى و استوارى بنا را موجب مى شد و آن را به بیننده منتقل مى كرد».
معماری
زیبايى كاخهاى اسلامى در معماران مسيحى اسپانيا اثرى شگرف داشت.
شاهان مسيحى در شهرهاى گشوده شده اسپانيا صنعتگران مسلمان را به ساختن بنا به شيوه اسلامى مى گماشتند و چون با خانه هاى حياط دار مسلمانان خو گرفتند، اين شيوه را به امريكا بردند.
معماری
فرزند تيمور، شاهرخ، پايتخت را از سمرقند به هرات برد و به ترميم ويرانيهايى كه به دست پدرش پديد آمده بود، پرداخت.
همسر شاهرخ، گوهرشاد، در كنار آرامگاه امام رضا (ع)، مسجدى به نام خودش بنا كرد كه گنبد فيروزه اى آن بر بالاى ديوارهاى بلند صحن همچون نگينى بر تارك هنر آن عصر مى درخشد.
در روزگار فرمانروايى شاهرخ و ديگر شاهان پس از او، هنر موزاييك سازى با كاشيهاى ريز لعابى رنگين در بناهايى كه در مشهد و اصفهان ساخته شد، به اوج خود رسيد.
معماری
قلمرو فرمانروايى تركان عثمانى در آسياى صغير نيز يكى ديگر از مظاهر بروز هنرهاى اسلامى بود.
آنان پس از استقرار در خاك آسياى صغير به ساختن گونه اى ديگر از مساجد پرداختند كه در واقع آميزه اى بود از شكل مدرسه سلجوقى و كليساى گنبددار بيزانسى.
در حقيقت تأثير «ایاصوفیه» – كه در آغاز كليسا بود و سپس مسجد شد – در روحيه آنان به درجه اى بود كه بازتابهايى از معمارى آن در بسيارى از مسجدهاى ساخته شده از پايان سده نهم هجرى به بعد در شهر قسطنطنيه يا ديگر نقاط امپراتورى عثمانى باقى و مشهود ماند.
معماری
يكى از بزرگترين و با عظمت ترين آنها، «مسجد سلطان احمد اول» یا «مسجد آبی» است، كه به سال ١۶٠٩ تا ١۶١۶م ساخته شد، و گويى نقشه آن همان نقشه اياصوفيه را مفصل تر و منظم تر ساخته و به صورت چهارگوش كامل درآورده است.
اين مسجد يك گنبد اصلى دارد كه چهار نيم گنبد آن را در ميان گرفته است و در چهار گوشه آن نيز چهار گنبد كوچك تر بر كنار مناره هاى جانبى افزوده شده است و سقف گنبدى شكل بنا كه از گنبدها و نيم گنبدهاى كوچك و بزرگ تشكيل شده، چند طبقه مى نمايد و صعود تدريجى و متوالى گنبدها از يك منطق رياضى و دقت هندسى برخوردار است و نماى خارجى آن را به مراتب از اياصوفيه هماهنگ تر و جالب تر ساخته است.
معماری
«مسجد سلیمانیه» که به فرمان «سلطان سليمان قانونى» و با معماری و طراحی «سنان پاشا» ساخته شد، يكى ديگر از نمونه هاى معمارى اسلامى است.
شبستان آن در زير گنبدى بزرگ و برافراشته قرار دارد كه مناره هاى كوچك تر آن را در ميان گرفته اند و در واقع سنان پاشا در آن بنا سنت عثمانيان را در معمارى با رسوم سلجوقيان درهم آميخته است.
بلندى فضاى زير گنبد آن، از فضاى زير گنبد اياصوفيه بيشتر است و شيشه هاى رنگين پنجره هاى اطراف گنبد هيچ گوشه و زاويه اى را تاريك نگذاشته است.
معماری
در ميان شاهان صفوى شاه عباس بزرگ از ديگران ممتاز بود.
او كه پادشاهىِ صفوى را به اوج درخشش خود رسانيد، همراه با شجاعت و دليرى كم نظيرش، هنر دوست و هنرپرور نيز بود و در حقيقت، اصفهان ساخته و پرداخته اوست.
ميدانها، مسجدها، كاخها، بازارها و باغهايى كه او در اصفهانِ نو (در جنوب غربى اصفهان كهنه) برپا داشت، از اصفهان «نصف جهان» ساخت.
معماری
در زمان شاه عباس براى اين گونه معمارى شهرى و عمومى، نقشه منطقى تهيه شد، بدين گونه كه ميدان بزرگى به نام میدان «نقش جهان» ایجاد شد و سپس در وسط هر یک از چهار ضلع آن، بنايى بزرگ برپا گرديد؛ به گونه اى كه طرح كلى آن بازتابى از يك ساختمان چهار ايوانى بسيار بزرگ بود كه در معمارى ايرانى از دوره باستان به اين سو سابقه داشت.
چهار بناى عمده آن عبارت بود از:
۱- مسجد شاه
۲- مسجد شيخ لطف الله
۳- سر در بازار قيصريه
۴- عمارت عالى قاپو

معماری
ميدان شاه در قلب شهر به درازى بيش از پانصد متر، هم بازار بود و هم ميدان چوگان بازى و تيراندازى با كمان.
اطراف ميدان را يك بناى دو طبقه مى پوشانيد.
طبقه زيرين آن، دكانهايى بود كه فلزكاران، كنده كاران و پيشه وران در آن به آفرينشهاى هنرى خود مى پرداختند.
معماری
در جانب شرقى ميدان، مسجد معروف و زيباى شيخ لطف الله ساخته شد ( ١٠١٢ق/١۶٠٣م)، كه گذشته از معمارى ساده و دلرباى بنا، كاشى كارى شبستان و درون گنبد با كاشیهاى لعابى، ديگر بناهاى مشابه را به رشك وامى دارد.
نقش بيرونى گنبد از گل و بته و برگ و شاخه، بر روى يك زمينه نخودى خلق شده و كتيبه هاى گنبد از درون به خط عربى و با رنگ سفيد بر روى زمينه آبى سير نگاشته شده است.

معماری
مسجد شاه اصفهان از مسجد شيخ لطف الله بزرگتر است و حياطى در وسط دارد و شكوه آن چشم گير است.
در جانب غربى ميدان شاه، كاخ عالى قاپو در شش طبقه ساخته شده و در طبقه چهارم آن يك ايوان پر ستون براى نشستن شاه و ديدن بازيها و جشنها فراهم آمده است.
سقف اتاقها داراى گچ برى با نقاشى سرخ و آبى است.
در پشت عالى قاپو، بناى چهل ستون واقع شده است كه از زيبايى و عظمت خاص خود برخوردار است.
معماری
شاه عباس در مركز شهر خيابانى عريض و دلگشا به نام چهارباغ با چندين رده درخت چنار احداث كرد كه پايان آن به سى و سه پل يا پل الله ورديخان مى پيوست.
شايد جَنسِن حق دارد كه اوايل سده يازدهم هجرى/نيمه اول سده هفدهم ميلادى را آخرين مرحله شكوفايى نبوغ اسلامى در جهان معمارى به شمار آورده است؛ زيرا در آن برهه از زمان بود كه سه شاهكار هنرى در سه گوشه جهان اسلام رخ نمود:
۱- مجموعه بناهاى ميدان شاه اصفهان در ایران
۲- بنای آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» يا تاج محل در هند
۳- مسجد سلطان احمد اول در عثمانى

معماری: مدرسه
مغولها، كه در آغاز سده هفتم هجرى با هجوم خود به ايران مانع سير تكاملى هنر زينت كارى شدند، بى آنكه بخواهند يا بدانند با متوارى ساختن هنرمندان ايرانى به آسياى صغير، باعث راه يافتن اين سنت هنرى به آن سرزمين گرديدند.
مدرسه «سیرچه لی» نخستین بنایی بود که به سال ۶۴۰ق تمامى سطوح ديوارهايش با كاشى كارى معرّق و به دست يك هنرمند گريخته از خراسان زينت يافت.
معماری: مدرسه
طرح ساختمان مدارس دينى و مساجد در سوريه بر پايه نقشه اى، كه صلاح الدين در مصر باب كرده بود، از روى معمارى سلجوقى تقليد شده بود؛ كه خود ريشه در معمارى ايران، به ويژه مدارس و مساجد اصفهان داشت.
تقريباً در همان زمان كه كاخ الحمراء ساخته مى شد، در قاهره «مدرسه سلطان حسن» بنا شد. این مدرسه متعلق به دوره سلطان حسن (سده هشتم هجرى) دروازه هايى بلند دارد كه سقف آن داراى گچ كاريهاى مقرنس است.
در چهار سوى حياط ايوانهاى وسيع ساخته شده است. اتاقهاى تو در توى مخصوص زندگى و درس معلمان، در چهار بخش جدا از هم و هر كدام خاص يكى از فرقه هاى اسلامى است.
معماری: مدرسه
آن مدرسه حياطى چهارگوش داشت با حوضچه اى در مركز آن، و در هر سوى آن تالارى با سقف قوسى بنا شده بود كه با درگاهى بلند و پهن به حياط مى پيوست.
تالار رو به قبله آن، از سه تالار ديگر بزرگتر و در حقيقت نمازخانه اصلى بود.
برخى از هنرشناسان برآن اند كه ابعاد بزرگ آن تالار بازتابى از معمارى كاخهاى ساسانى است؛ در حالى كه طرح هندسى كلى آن، يك ابتكار تركانه است.
معمارى: آرامگاه ها
بناى آرامگاهها كه در كنار مساجد و مدرسه ها نوع سومى از معمارى اسلامى به شمار مى رود و از حدود سال ٣٩٠ق تا پايان سده نهم هجرى رواج داشت، معمولاً بنايى بود گرد يا چهارگوش يا چند ضلعى منظم و يا چون برجى به شكل ستاره كه با هرم يا مخروطى مسقّف مى شد.
معمارى: آرامگاه ها
بنای آرامگاهها در آغاز بيشتر ساده بود، مانند بناى آرامگاه قابوس وشمگير در گنبد در سال ٣٩٧ق؛ بعدها نماى خارجى آنها تزيين يافت، مانند دو آرامگاه متعلق به دوره سلجوقى و در ناحيه خَرَقان از توابع قزوين كه بدنه آنها با گِل پخته زينت يافته است، و سپس از گچبرى غنى در اين گونه بناها استفاده شده، مانند بقعه پير بكران در نزديكى اصفهان و نيز بقعه بايزيد بسطامى هر دو متعلق به آغاز سده هشتم هجرى.
كم كم آرامگاههايى ايجاد شد كه مزيّن به نقشهاى مفصّل كاشى معرّق شد که بيشتر به دوره تيموريان تعلق دارد، مانند مزار خواجه عبدالله انصارى در نزديكى هرات كه به سال ٨٣٢ق بنا شده است.
معمارى: آرامگاه ها
بقعه ها و آرامگاهها تا زمان سلجوقيان در آسياى صغير به صورت منفرد و مستقل ساخته مى شد، اما در پاره اى موارد از جمله در معمارى دوره ايّوبيان مصر و سوريه با بناى مسجد يا مدرسه و يا حتى بيمارستان تلفيق مى يافت.
در معمارى آرامگاهها و گورها در مصر و سوريه از كنده كارى نقوش ظريف بر سنگ براى تزئين استفاده مى شد؛ اما در هيچ جاى جهان اسلام، معماران و زينت كاران از حيث ابتكار و كاميابى، در استفاده از طرح و رنگ به پاى هنرمندان ايرانى نرسيدند.
معماری: آرامگاه
اكبر كه بزرگ ترين پادشاه گوركانى هند است، به معمارى نيز دلبستگى فراوان داشت.
مجالس فراوانى كه براى «اكبرنامه» پرداخته شده است، برخى از ويژگیهاى اخلاقى او را آشكار مى سازد.
او در اگره و «فتحپور سيكرى» گنبدها و قبّه ها و كاخها برآورد.
مسجد بزرگ فتحپور و ورودى جنوبى زيباى آن، كه «بلند دروازه» خوانده مى شد، آميخته اى از معمارى ايرانى و هندى بود، اما كاخهاى فتحپور سيكرى از حيث طرح و آرايش بيشتر از شيوه هندى برخوردار گشت.
معماری: آرامگاه
در ١٠٣٨ق شهاب الدین فرزند جهانگیر ملقب به شاه جهان بر تخت شاهى نشست، و به معمارى بيشتر گرايش نشان مى داد.
به دستور وى بناى زيبا و مجلّل تاج محل به عنوان آرامگاه همسرش، «ارجمند بانو بيگم» ساخته شد.
سبك اين بنا متأّثر ا ز معمارى، ايرانى عهد تيمور است.
تاج محل كه يكى از زيباترين آثار هنرى در معمارى جهان به شمار مى آيد، بر كناره رود جمنا در آگره از مرمر سفيد و در باغى به سبك ايرانى ساخته شد.
معماری: آرامگاه
آرامگاه بر سكويى از مرمر نشسته است كه در چهار سوى آن، چهار مناره ساخته اند و هر مناره در بالا به يك قبه ختم مى شود و در چهار گوشه بام آرامگاه، چهار گنبد بزرگتر از قبه مناره ها بنا شده و سپس در وسط آنها، گنبد اصلى آرامگاه – كه از همه بزرگتر است – قرار گرفته و كاملاً شكل و طرح ايرانى دارد.
در دو سوى اين آرامگاه دو بناى قرينه ساخته اند كه يكى مسجد است و ديگرى – كه «پاسخ» يا «قرينه» خوانده مى شود – جاى پذيرايى از زائران آرامگاه بوده است.
اين آرامگاه را اگر چه شاه جهان براى همسرش ساخت، اما خود او نيز در آن جاى گرفت و در كنار همسر خفت.
معماری مدرن اسلامی

قبل از خرید: توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
بعد از خرید: تنها راه پشتیبانی محصولات سیستم تیکت می باشد .
بعد از خرید: از پنل کاربری محصول خود را دریافت نمایید . برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .

افزودن به سبد خرید
0