قیمت محصول :     6000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

گسل هاي منطقه سيمره و الگوي تغيير شکل در انتهاي گسل ها

بازدیدها: 0

این فایل در قالب ورد Word در ۱۲ صفجه تهیه و تظیم و در آن به گسل هاي منطقه سيمره و الگوي تغيير شکل در انتهاي گسل ها پرداخته است.
گسل هاي منطقه سيمره و الگوي تغيير شکل در انتهاي گسل ها
خلاصه مطالب:
کمربند چین خورده و راندگی زاگرس ، یک ساختار فعال است که مرز امروزی بین پلت عربی در جنوب و غرب قاره ایران مرکزی در شمال شرقی را مشخص می سازد(۸) . حوضه زاگرس چین خورده(جنوب پلدختر) شامل یک توالی ضخیم از رسوبات ژوراسیک تاپلیوسن است که دگر شکلی فشارشی در راستای NE-SW باعث چین خوردگی و گسلش آن گردیده است . امتداد کلی چین خوردگی ها SE-NW است . این مجموعه چین خورده توسط گسل های متعددی قطع شده است . گسل اصلی منطقه به عنوان یک ساختار فعال شده ،نقشي اصلی در دگر شکلی این گسترده دارا است . سامانه گسل های امتدادلغز راستگرد و چپگرد که به ترتیب درجنوب خاور و باختر پلدخترقرار دارند ، تاثیر عمده ای در حرکات زمین ساختی جوان دارا هستند . پهنه گسلی کبیرکوه شامل مجموعه گسل های راستالغز راستگرد با امتداد شمال غرب – جنوب شرقی است. گسل های این پهنه عمدتاً از نظر زمین شناختی فعال می باشند . گسل کبیرکوه به عنوان اصلی ترین گسل این پهنه با بیشترین میزان جابجایی ، شناخته شده ترین عارضه این مجموعه می باشد . تقسیم الگوی دگر شکلی ، که به طور معمول در سامانه های امتداد لغز وجود دارد. در راستای این گسل نیز به صورت حرکات راستالغز در طول گسل و شیب لغز (راندگی) در پایانه گسل اتفاق افتاده است . دگر شکلی رسوبات جوان نئوژن و کواترنری در دشت جنئب پلدختر را می توان متاثر از گسلش راندگی در پایانه گسل اصلی کبیرکوه دانست . تقسیم دگر شکلی در دیگر گسل های پهنه ، از جمله گسل جبهه کوهستان در جنوب منطقه شرقی قابل رد یابی است.
پيش گفتار:
پهنه زاگرس چین خورده به عنوان یک واحد زمین شناختی – ساختاری و یک ایالت لرزه زمین ساختی فعال به صورت یک کمربند چین و راندگی در جنوب باختر کشور قرار گرفته است . دگر شکلی هاي فشارشی پس از کرتاسه باعث شکل گیری وضعیت ساختاری زاگرس چین خورده به صورت چین خوردگی و گسلش گردیده و در حال حاضر نیز این دگر شکلی ها استمرار دارد. گسلش امتداد لغز در سطح وسیعی از پهنه جنوب شهر پلدختر روی داده است و گسل اصلی کبیرکوه به عنوان یک ساختار فعال شده در داخل حوضه الگوی دگر شکلی را کنترل می کند. سامانه گسل های امتداد لغز راستگرد و چیگرد نقش مهمی در حرکات زمین ساختی دارا هستند. گسل های امتداد لغز راستگرد که بخش مهمی از پهنه مورد مطالعه را تحت تاثیر قرارداده اند، پدیده های جوانی هستند که شناسایی و درک فعالیت و نیز عوارض ایجاد شده توسط آنها از اهمیت بالایی در شناخت ساختارهای نوزمینساختی و لرزه زمین ساختی برخوردار است . در این خصوص در اینجا به معرفی ویژگی های ساختاری سامانه گسله امتداد لغز در کبیر کوه پرداخته شده است .همچنین تغییر روند پایانه گسلها ی امتداد لغز به عنوان عاملی برای تغییر سازو کار آنها معرفی و مورد بررسی قرار گرفته است
متن اصلي:

بحث :

موقعیت زمین شناسی گستره مورد مطالعه :
کمربند چین و راندگی زاگرس با سن پس از کرتاسه یک ساختار فعال(۳) و(۲) است . محدوده مطالعاتی در جنوب شهر پلدختر،از شمال به طاقدیس مله کوه ،ازجنوب و غرب به استان ایلام ( شهرستان دره شهر )،از شرق به خوزستان محدود می شود .منطقه شامل یک توالی ضخیم از رسوبات ژوراسیک – پلیوسن است که پس از حرکات کوهزایی سیمرین میانی یعنی زمان بسته شدن دریایی تتیس جوان تشکیل شده است . این توالی رسوبی به صورت دگر شیب بر روی واحدهای قدیمی تر قرار گرفته است . منطقه پوشیده از واحدهای رسوبی مزوزوئیک و ترشیری است ،و ضخامت این واحدهای رسوبی در برخی نواحی بالغ بر۳۰۰۰ متر می باشد . دگر شکلی فشارشی با سن پس از میوسن(۳) عامل چین خوردگی وسیع شمال باختر – جنوب خاور تا خاوری باختری بوده است . یک مقطع عرضی بالانس شده با طول ۱۰۰ کیلومتر با راستای شمال باختری – جنوب خاوری کوتاه شدگی به میزان ۳۰ در صد را به وسیله چین خوردگی نشان می دهد. مقدار ۲۰ درصد کوتاه شدگی محاسبه شده به مولفه فشارشی محض در راستای N045 درجه ومقدار ۱۰ درصد مولفه راسنگرد محض در راستای ۱۱۰N درجه برای خاور تعلق دارد (۴).

– موقعيت جغرافيايي منطقه

– مقطع عرضي از سيمره

نرخ همگرایی برای دوره ۶ میلیون ساله در حدود cm/year 1/2-1 است . این نرخ همگرایی با حرکت نسبی cm/year 2/7 ایران – عربی برابر است (۴) . ارتفاع ۲۷۰۰ متری حال حاضر رسوبات پلیوسن در جنوب باختر پلدختر نیز بیانگر نرخ فرازش (uplift ) معادل mm/year 0/45 -0/65 است که نشان دهنده ضخیم شدگی پوسته در اثر همگرایی بلوک های ایران – عربی می باشد (۵ ) . به طور کلی منطقه مذکور دارای راستای N145 درجه است . امتداد کلی چین خوردگی ها در این مجموعه چین خورده توسط گسل ها ی متعددی قطع شده که می توان آنها را دو دسته طبقه بندی کرد . گروه اول گسل های پی سنگی هستند که در زمان رسوبگذاری فعال بوده، در تغییر رخساره واحدهای سنگی و نبودهای رسوبی نقش اساسی داشته اند . این گروه از گسل ها در بخش جنوب باختری محدوده گسترش دارند و شامل ۳ گسل با روند کلی شمال باختر- جنوب خاورمی باشند . این گسلها در فازهای کوهزایی اخیر فعال بوده و با تغییر ساز و کار به صورت معکوس ، سبب چین خوردگی و گسلش راندگی با شیبي به سمت شمال شده اند . (۶).
گروه دوم گسل هایی هستند که در طی فازهاي کوهزایی آلپي فعال شده اند و به صورت گسل های راستالغز عمل کرده و در حال حاضر نیز فعالند و نقش مهمی در حرکات زمین ساختی جوان دارا هستند. این گروه خود به دو دسته تقسیم می شود : دسته اول ، سامانه گسل های امتداد لغز راستگرد با روند SSE-NNW است که در نواحی خاوری و مرکزی محدوده (اطراف دره شهر) وجود دارند. دسته دوم ، سامانه گسل های امتداد لغز چپگرد با روند SW-NE است که در بخش باختری قرار دارند. این دو دسته گسله امتداد لغز جزئی از سامانه گسل اصلی منطقه (گسل جبهه کوهستان) می باشند که تحت آرایش ریدل شکل گرفته اند ( ۷ ). شواهد گوناگون نشان می دهد که حضور گسل کبیرکوه به عنوان یک ساختار فعال شده در حاشیه حوضه ، الگوی دگر شکلی را کنترل می کند.

– نقشه گسل هاي منطقه

۱- سامانه گسل های امتداد لغز و رانده( f1) :
گسل پيشاني كوهستان MFF ، كمربند ساده چين خورده زاگرس و بيرون زدگي هاي ائوسن- اليگوسن آسماري را در سمت جنوب و جنوب غربي محدود مي سازد . MFFيك گسل امتداد لغزاصلي رانده ، پنهان و قطعه قطعه با خصوصيات ساختماني ، توپوگرافي ، ژئومورفولوژيكي و سايزموتكتونيكي مهم مي باشد . با توجه به اين نكته مهم كه در مكانهايي كه تواليي ضخيمي از تبخيري هاي ميوسن گچساران رسوب كرده اند، هيچ رخنموني از سازند ائوسن – اليگوسن آسماري و يا سنگهاي مزوزوئيك در جنوب غربي اين عارضه توپوگرافي- مورفولوژيكي اصلي در شيب جلويي زاگرس ظاهر نگرديده است . از فرسايش كوه هاي بالا آمده زاگرس (كمربند چين خورده ساده و زاگرس مرتفع) در شمال شرقي MFF ، موادي تخريبي حاصل آمده اند كه در ناحيه شيب جلويي زاگرس در جنوب غربي MFF رسوب نموده اند. فروافتادن شيب جلويي زاگرس و فرو افتادگي دزفول همراه با ضخيم شدگي رسوبات بعد از آسماري (تبخيرهاي نئوژن گچساران و مولاس هاي همزمان با كوهزايي آغاجاري- بختياري) شواهدي از حركت نسبي در طول MFF و فرو افتادگي گسلي دزفول را از زمان ميوسن پيشين ارائه مي نمايند. شواهد زمين شناسي بر پايه موقعيت كنوني سازند ائوسن – اليگوسن آسماري فوقاني كه از اطلاعات چينه شناسي ، لرزه اي و چاه هاي حفاري حاصل آمده اند، جابه جايي عمودي بيش از يك كيلومتر را در طول اين راندگي به اثبات مي رسانند.به علت حركت عمودي در طول MFF ، لبه جنوبي كمربند ساده چين خورده زاگرس مخصوصا در طول MFF زيرين ، بالا آمده و چين هاي سطحي نامتقارن جلويي روي آن قرار گرفته اند.
همچنين شواهدي نيز توسط پادگانه هاي حاصل از سيستم رودخانه اي حفار فراهم آمده است . پادگانه هاي (تراس هاي) رود كارون به يك ارتفاع قابل مشاهده در بالاي سطح كنوني جريان رودخانه رسيده اند. عامل اصلي حفاري هاي قابل مشاهده و تغيير در انحناي رودخانه و شيب ساخته شده توسط كارون و ساير رودخانه هاي اصلي كه از ميان ساختمان هاي سنگ بستر مي گذرند ،‌حركات معكوس فعال و بالا آمدگي در طول MFF مي باشد. MFF تركيبي از اجتماع قطعات رانده ناپيوسته به طول ۱۵ تا ۱۱۵ كيلومتر و طول كلي ۱۳۵۰ كيلومتر در ايران است . قطعات گسلي در عمق همراه با چين هاي نامتقارن مجاور خود توسط نبودها و سكوها (پله ها) در عوارض توپوگرافي و مورفوتكتونيكي سطحي از يكديگر جدا گشته اند. اين قطعات گسلي دو كمان گسترده را در فارس (جنوب شرقي زاگرس) و لرستان (شمال غربي زاگرس) تشكيل مي دهند و به ترتيب به صورت يك الگوي پوششي پله اي چپ‌گرد و راست‌گرد (Left-Right- Stepping enechlon) در شرق و غرب اين دو كمان مرتب گشته اند. به دليل آنكه اكثر چين هاي سطحي نامتقارن جبهه اي (Frontal) مشاهده شده ، قطعات مجاور MFF را پنهان مي سازند، كمتر از ۱۱۵ كيلومتر طول دارند لذا براي ايجاد زمين لرزه هاي بزرگ ( ۸=~Ms) مستعد نيستند.
MFF يك سيماي توپوگرافي اصلي است كه در سطح با خطوط تراز ۵۰۰ متري شرق گسل معكوس كازرون – برازجان در استان فارس و غرب كبيركوه در استان لرستان مشخص مي گردد. MFF خط تراز ۱۰۰۰ متري جنوب ارتفاعات بختياري را (شمال فروافتادگي دزفول) در بين گسل فعال كازرون – برازجان به طرف شرق و تاقديس كبيركوه در غرب ادامه مي دهد. MFF اغلب پله هاي توپوگرافي بزرگي را شكل مي دهد و دامنه هاي معكوس و برشي شده جنوب غربي تاقديس هاي نامتقارن در لبه جنوب غربي كمربند ساده چين خورده زاگرس را دنبال مي نمايد. هسته اين تاقديس ها توسط همين گسل آشكار مي گردد. MFF به اندازه ۱۴۰ كيلومتر به صورت راستگرد و توسط گسل عرضي و فعال كازرون – برازجان جابه جا گشته است. اين جابجايي ارتفاع بيرون زدگي هاي سطحي را تا حدود ۵۰۰ متر تغيير داده است(۵۰۰ متر به يه سمت شرق و ۱۰۰۰ متر به سمت غرب گسل فعال و امتداد لغز كازرون- برازجان).بررسي مناطق مهلرزه اي با زمين لرزه هاي واجد بزرگاي متوسط تا بزرگ در طول قطعات متفاوت MFF نشان مي دهد كه زمين لرزه هاي بررسي شده در شكستگي هاي متوالي چين ها در سطح متمركز گشته اند ، يعني زمين لرزه هايي كه منشا آنها در نزديكي نبودها يا فواصل گسل خوردگي هاي قاعده اي در طول قطعات متفاوت MFF مي باشد ، اين توالي ها چين خوردگي ها را كنترل مي نمايد. براي مثال مي توان به زمين لرزه هاي زير اشاره كرد :

ظاهرا منشا اين گسيختگي ها در نزديكي نبودها يا فواصل مي باشد؛ يعني كانون دروني و ايجاد شكستگي از نزديكي نبودها منشا گرفته و از آنجا منتشر مي گردد(۵). به طور كلي سازوكار ژرفي زمين لرزه ها در طول MFF ، گسل رانده اي را با صفحات گره اي تقريبا موازي با ساختمان هاي زمين شناسي منطقه و MFF نشان مي دهد.سازوكارها در صفحات گره اي با روند شمالي – جنوبي و شمال شرقي – جنوب غربي ، با شيب MFF ، كه از داده هاي مورفوتكتونيكي و ساختماني به دست آمده اند، همخواني دارند.طول تکه ها به ترتیب از سمت شمال باختر به جنوب خاور کوتاه ترمی شود . هر تکه گسله در انتهای جنوب خاوری به سمت یک پهنه گسله با راستای NNW-SSE خمیدگي پیدا کرده و به درون گستره کوهستانی گسترش می یابد. بنابراین تکه میان دو گستره جلوگیر و ماژین به یک پهنه گسلی در نزدیکی جنوب شرقی دشت سیمره ، خمیده می شود . یک حوضه باریک و طولی در راستای NW-SE که حد فاصل دره شهر با رشته کوه های مله کوه است ، به عنوان خطواره دره شهر- مله کوه نامیده می شود . این حوضه تقریباً به موازات گسل اصلی کبیر کوه بوده و نشانگر یک ساختار اصلی پی سنگ ( از نوع گسل نرمال) می باشد ، که بر روی نقشه های ژئوفیزیک هوایی نیز به وضوح قابل روئیت است.
۲- سامانه گسل های امتداد لغز مورب(f2 ,f3 ,f4):
چین خوردگی های رشته کوه کبیر کوه توسط یک سامانه گسلی Alpine –post بریده و جابه جا شده است كه از این گسل های امتداد لغز تحت عنوان سامانه گسله مورب (Diagonal fault system ) یاد می کند که اساسا شامل گسل های راستگرد با امتداد NNW-SSE و چپگرد با راستای SW-NE می باشد و در بعضی نقاط با راندگی های فرعی W –E همراه می شوند .
گسل های راستگرد SSE-NNW با امتداد میانگین N40 درجه در بخش خاوری کبیر کوه قرار دارند و به صورت منفرد یا پهنه های گسله با طولی در حدود ۱۲۰ کیلومتر دیده می شوند و در پایانه جنوب خاوری به سمت خطواره جلوگیر – ماژین (خاور) خمیدگی پیدا می کنند. این خصوصیت می تواند بیانگر وابستگی این گسل ها از نقطه نظر ساختاري به عناصر بنیادی مذکور باشد ، خمش پایانه جنوب خاوری این دسته گسلها به سمت خاور باعث تغییر در مکانیسم آنها از امتدادلغز به راندگی می شود . عملکرد این گسل ها باعث جابجایی چین ها در پهنه وسیعی گردیده است . مهمترین این گسلها در طول و میزان جابه جایی ، در پهنه پلدختر- دره شهر قرار دارند که هم از لحاظ ساختاری و هم لرزه خیزی از عناصر اصلی گستره زاگرس چین خورده به شمار می روند . پهنه گسلی پلدختر- اندیمشک در ناحیه ای به عرض ۷۰ کیلومتر با روند شمال باختر – جنوب خاور در شمال باختر اندیمشک تا جنوب پلدختر قرار گرفته است . طول این پهنه در ایران حدود ۶۵ کیلومتر است . این پهنه متشکل از حدود ۷ گسل راستالغز راستگرد است که در راستای شمال – شمال باختر و به موازات یکدیگر قرار گرفته و باعث جابجایی محور چین ها گردیده اند .
گسل های این پهنه که پس از چین خوردگی ویا تقریباً همزمان با آن فعال شده اند ، بلوک باختری را نسبت به خاور ، در حدود ۲۹کیلومتر به سوی شمال باختر جابجا کرده اند . فالكن (۱۹۳۵ ) نیز با استفاده از یک ناویس شمال باختری- جنوب خاوری باریک و طویل که در هسته آن سازند ایلام حفظ شده است ، میزان جابجایی این پهنه را حدود ۲۱ کیلومتر محاسبه کرده است . به این ترتیب اگر زمان آغاز گسلش را ۴۵ میلیون سال قبل در نظر بگیریم میانگین نرخ جابه جایی در این پهنه حدود ۲-۵ میلیمتر در سال خواهد بود و بیشترین میزان جابجایی کلی در راستای گسل اصلي منطقه روی داده و در حدود ۸-۷ کیلومتر است .

– الگوي دگر شکلي در گسل هاي امتداد لغز و پيدايش راندگي در پايانه گسلي

گسل كبير كوه از مهمترین گسل های پهنه پلدختر است. طول این گسل حدود ۱۵۰ کیلومتر است. امتداد این گسل به صورت یک خطواره کاملاً واضح بر روی تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی قابل روئیت است . گسل کبیر کوه در طول مسیر خود آبراهه ها و پشته های متعددی را قطع و جابجا کرده است . در پی رخداد زمینلرزه سيمره تمام طول این گسل دچار گسیختگی گردید. این گسیختگی وضعیت آشکاری از حرکت راستالغز نشان نداد و تنها بخش شمال خاوری نسبت به جنوب باختری دچار برپایی گردید(۱) و (۶). انتهای جنوبی گسل کبیر کوه در دشت آبدانان به طور مستقیم امتداد نیافته و به نظر می رسد به سمت جنوب خاور تغییر جهت می دهد.این تغییر جهت باعث تغییر در سازو کار از راستالغز به معکوس یا راندگی می شود . این نوع پایانه گسلی، یک پی آمد ضروری گسلهای راستالغز است که در دیگر سامانه های امتداد لغز از جمله شرق ایران به وضوح دیده می شود . در بسیاری از موارد این گسلها به صورت راندگی های پنهان وجود دارند . جابه جایی گسلهای راندگی که از گسلهای راستالغز منشعب می گردند، با فاصله از آن کاهش مي يابد به عنوان مثال می توان به راندگی كه از پایانه شمالی گسل راستگرد F2به سمت شمال باختر منشعب شده اشاره کرد .

– گسل اصلي كبير كوه

– مشخصات مهمترين گسل هاي گستره مورد مطالعه

فرازش و کج شدگی رسوبات نئوژن در انتهای گسل f2 را شاید بتوان به عملکرد راندگی منشعب از آن ارتباط داد. این فرازش و کج شدگی باعث ایجاد حوضه های فرعی در یبن برجستگی های ساختاری شده است . همچنین امکان حضور یک گسل انشعابی دیگر در ادامه گسل f2 به سوی جنوب وجود دارد. یعنی در جایی که رسوبات جوان مجدداً دچار کج شدگی و چین خوردگی شده اند . وجود چند گسل راندگی منشعب می تواند بیانگر رشد طولی گسل امتداد لغز در طی زمان باشد. با توجه به نقش گسل های امتداد لغز درون قاره ای در موقعیت همگرا که یکی از آنها تقسیم همگرایی مایل به مولفه امتداد لغز و راندگی است وجود چنین ساختارهایی در این بخش از کمربند فعال f3 دور از انتظار نیست .
پهنه مهلرزه ای پسلرزه ها دقیقاً با محل گسل های راندگی مطابقت می نماید . این موضوع بيانگر این نکته است که شاید رویداد این زمینلرزه درارتباط با جنبش در راستای گسل های راندگی یا راندگی پنهان باشد . امکان رخداد فرآیند تقسیم دگر شکلی به صورت گسلش امتداد لغز و راندگی در پایانه ، دردیگر گسلهای پهنه سيمره وجود دارد. گسل f3 ، یکی دیگر از گسل های اصلی پهنه سيمره است که در خاور گسل f2 قرار گرفته است . این گسل نیز بخش زيادي از پهنه سيمره را قطع کرده است ولی جابه جایی کلی کمتری نسبت به گسل f2 دارد. گسل f4 با طولي بالغ بر ۲۱ كيلومتر در دو كيلومتري منطقه مورد مطالعه واقع شده است كه ساز و كار آن راندگي با صفحه قاشقي بوده و زمين لرزه تاريخي سيمره به اين گسل منتسب شده است .

– تصاويري از زمين لغزش بزرگ سيمره

فعالیت جوان و عهد حاضر گسل های پهنه سيمره با توجه به دلایل ساختاری و مورفولوژیکی و نیز وقوع زمین لرزهای متعدد ، قطعی می باشد . نکته قابل توجه نحوه این فعالیت نو زمین ساختی است که
شناخت آن از اهمیت بالایی برخوردار است . در این مورد ادامه مطالعات بیشتر جهت شناخت دقیقتر جزئیات و نحوه عملکرد این ساختارهای لازم به نظر می رسد.

قبل از خرید: توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
بعد از خرید: تنها راه پشتیبانی محصولات سیستم تیکت می باشد .
بعد از خرید: از پنل کاربری محصول خود را دریافت نمایید . برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .

افزودن به سبد خرید
0